گیلانی ها

....دوستت داریم سرزمین باران وعشق

ادامه ی مطلب....اسم نویسنده های حذف شده...اطلاعات برای عضو شدن....و غیره...

نظرات این پست بسته شده ،برای نظردهی به پستای پایین مراجعه کنین!!!
نویسنده های عزیز؛لطفا اگه نظری تو پست شما برای عضویت تو وب هست رو تایید نکنین تا منم ببینم!ممنونم....



ادامه مطلب
+ تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۱ساعت 12:54 نويسنده معصومه(لاهیجان-مدیروب) |
خانه تکانی ؛ این سنّت حسنه،خوب و نیکو در هر شهر و دیاری متفاوت و مختص به خود است.

اسفند ماه خاطرات خوبی  همراه داشته و دارد.خوب یادم هست وقتی نزدیک عید می شد باید دیوار های خانه های گِلی خود را رنگاری  نماییم و حصیرها ، موکت و وسایل داخل  را  در رودخانه می شوتیم و آن ها را بردوش می کشیدیم و بر روی پرچین (حصار چوبی) خانه آویزان می کردیم تا وقت غروب خشک شوند. و به خانه بیاورن.

چینی خانه ( قسمت زیر زمین خانه که با خاک به اندازه نیم متر بالا آورده بودند)  توسط خانم های زحمت کش خانه با گِل که بصورت ملات درست کرده بودند، مرمت می شدو به اصطلاح گَل کار می کردند.

پول دارها هم فرش خانه خود را باکمک خدمتکار خانه می شستن و نظاوت می کردند.

یه چیز جالب در زمان خانه تکاتی این بود : شام ناهار مان راباید حاضری می خوردیم ، هرکتابی را بایداز جاهای مختلف و لابلای وسایل  خونه پیدا می کردیم.

وقتی بعد از  سه یا  چهار روز یا یک هفته کار خانه تکاتی تمام می شد یک آرامش خاصی به همه اعضای خانه دست می داد. هرکس همدیگرو رو می دید از خانه تکانی و از کارهای باقی مانده حرف می زد.

یکی می گفت پسر و عروسم اومدند کمکم کردند .دیگری می گفت دخترم و دامادم اومدند کمکم کردند .

برخی هم  کمک خوب شوهرش را به رخ دیگران می کشید. ولی حقیقتاً یه صفای دیگری داشت ، روحیه همکاری خیلی بالا بود.

یه چیزی که خیلی صفا داشت : پختن نان برجی (بَپُوته لوسه نون ) بود؛ خانم های چند خانه باهم بصورت مشارکتی نان برنجی می پختن . این نان زینت بخش در هر سفره عید گیلانی ها خصوصاً اهالی روستا بود.

همه خانه دل خود را هم در عید صفا می دادن و اگر در طول یک سال از همدیگر نارضایتی داشتن . در عید به دیدن همدیگر می رفتن و رضایت می دادن و آشتی می کردن.

امروزه ؛فرش های خانه را می دهند به قالی شویی ها بعد یک هفته تحویل می گیرند. گرد گیری  خانه را هم با چند کارگر انجام می دهند.

آن هایی هم که پول دارند پرده ها ی خانه را عوض می کنند و مبل تازه می خرن یا عوضش می کنند.

بیاییم همراه  خانه تکانی ،خانه دل خود را گرد گیری نماییم. و درون خود را صفابخشیم.

+ تاريخ چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:52 نويسنده ابراهیم پورشیخ (لاهیجان ) |
زمان قاجار که زنها حق رفتن به مدرسه رو نداشتن اولین مردمانی که به دختر هاشون اجازه درس خواندن دادند رشتی ها بودند، وقتی این خبر به شهر های دیگر رسید، مردمانش میگفتند رشتی ها چقدر بی غیرت هستند که دخترانشان را به مدرسه میفرستن! و این تا الان هنوز مونده! در حالیکه در زمان حمله اعراب به ایران همه جای ایران بزرگ (ایران، پاکستان، افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، عراق آذربایجان و ارمنستان امروزی) زیر سلطه اعراب رفت غیر از گیلان! آذرآبادگان شد آذربایجان، پارس شد فارس، سپاهان شد اصفهان.. اما غیرت گیلک ها نذاشت گیلان رو جیلان کنند..!!
درود بر همه اقوام ایرانی. درود بر گیلان پر از عشق و شعور و فرهنگ.

از طرف: امیر


برچسب‌ها: انزلی, رشت, غیرت, گیلان
+ تاريخ پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ساعت 10:59 نويسنده علی ( انزلی ) |
خوزستان زنده بمان...

خوزستان نفس بکش...

ما جوانان گیلانی از صمیم قلب برای هموطنان خوزستانی و ایلامی خود سلامتی و داشتن هوایی پاک را آرزو مندیم...

 

 

 

( با عرض معذرت از مدیریت وبلاگ برای انتشار پستی در مورد خارج از استان گیلان، دیدم نمیتونم نسبت به سلامتی هموطنانمون بی تفاوت باشم، با اجازه این پست رو منتشر کردم...)


برچسب‌ها: خوزستان, اهواز, غبار, ایلام
+ تاريخ دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳ساعت 16:57 نويسنده علی ( انزلی ) |
22بهمن یعنی 36 بار تجدید میثاق کردن

22بهمن یعنی هرگز رنگ عوض نکردن

22بهمن یعنی همیشه با شهیدان بودن

22بهمن یعنی  امام  را باور کردن

22بهمن یعنی از حق خود عقب نشینی نکردن

22بهمن یعنی به دشمنان پشت پا زدن

22 بهمن یعنی استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی

22بهمن یعنی مایوس کردن دشمنان از تحریم

22بهمن یعنی تو ، من و ما شدن

22بهمن یعنی   انرژی هسته ای حق مسلم ما بودن

22 بهمن یعنی جدا کردن خط حق و باطل

22 بهمن یعنی زیربار ذلت نرفتن

22بهمن یعنی خار چشم دشمنان بودن

22بهمن یعنی توافق بد نکردن

22 بهمن یعنی اتخاد سنی و شیعه را محکم کردن

22 بهمن یعنی شیعه انگلیسی نبودن

22 بهمن یعنی داعش را کوبیدن

22 بهمن یعنی یک رنگ بودن و شفاف بودن

22 بهمن یعنی مشت را کِره کردن

22 بهمن یعنی شاید خار شدن دشمن

22 بهمن یعنی همیشه بهمن را زنده نگه داشتن

22 بهمن یعنی انفحار نور بودن

22بهمن یعنی هرگز خاموش ننشستن

22 بهمن یعنی تحریم را مهار کردن

22 بهمن یعنی اقتصاد مقاومتی اجرا کردن

22بهمن یعنی جوانان خود را باور داشتن

22بهمن یعنی همیشه با رهبر بودن

22بهمن یعنی  به حرف رهبر عمل کردن

22بهمن یعنی امروز و فردا نکردن

22 بهمن یعنی وظیفه را خوب تشخیص دادن

22 بهمن یعنی لاهیجون ، رودبنه . همه و همه جا ی کشور تو خیابون شعار دادن

22 بهمن یعنی کشاورز را حمایت کردن

22 بهمن یعنی درست و خوب تولید کردن

22 بهمن یعنی تولید داخلی  را بها دادن

22 بهمن یعنی چون و چرا نکردن

22 بهمن یعنی شعار الله اکبر دادن

22 بهمن یعنی مرگ بر امریکا گفتن

22 بهمن یعنی از هر چی دشمن نفرت داشتن

22 بهمن یعنی غیرت دینی داشتن

22 بهمن یعنی ارق ملی داشتن

22 بهمن یعنی اخلاص در عمل داشتن

خلاصه : 22 بهمن یعنی برای همیشه یوم الله بودن

+ تاريخ سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳ساعت 5:52 نويسنده ابراهیم پورشیخ (لاهیجان ) |
مادري پس از گذشت 25 سال از  خون  پسر 8 ساله اش گذشت و قاتل را بخشيد.

ماجرا از اين قرار است که در سال 68 دختری 16 ساله که بعنوان پرستار در یک خانه بکارمشغول بود  کودک 8 ساله خانواده گیلانی را به طرز فجيعي به قتل رساند.
اگرچه حکم قصاص برای قاتل صادر شد و اوليائ دم یک بار به پای چوبه دار رفتند  اما  به  علت  دل رحمی قادر به کشیدن چهار پایه از زیر پای قاتل نشده ومجرم بار ديگر به زندان منتقل شد.
 در 25 سال گذشته بارها براي جلب رضايت خانواده مقتول تلاش شد اما به  علت اقامت اولیای دم در خارج از کشور نتيجه نداد تا اينکه امسال با تلاش معاونت اجتماعي و پيشگيري از وقوع جرم دادگستري گيلان بالاخره مادر کودک بعد مرگ شوهرش از حقش گذشت و برگه رضايت و آزادي مجرم را امضا کرد.
 البته اين مادر خريد يک دستگاه اکوي قلب و نصب آن در يکي از بيمارستانهاي گيلان به نام کودک مقتولش را شرط  آزادی  قاتل 41 ساله قرارداد/.
احمد سیاوش پور رییس کل دادگستري گيلان اعلام کرد:قاتل بعد از 25 سال امروز  آزاد شد.
از آنجا که خانواده قاتل از وضعيت مالي مسائدي برخوردار نيستند با تلاشهاي فراوان دادگستري، خيري تهراني اين دستگاه را به قيمت 50 ميليون تومان خريد و در بيمارستان نصب کرده است.
ص- ن متهم اين پرونده که اينک 41 ساله است با اظهار ندامت از خطايش آزاديش را از لطف خداوند و ايثار و گذشت خانواده مقتول مي داند.
خانم ص- ن که زمان ورود به زندان بيسواد بود اينک تا مقطع راهنمايي تحصيل کرده و حافظ قرآن است.
 
منبع:خبرگیلان
 
+ تاريخ یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 23:29 نويسنده معصومه(لاهیجان-مدیروب) |

 

تیم‌های دوم و سوم جدول رده‌بندی فوتبال بانوان امروز جمعه در حساس‌ترین دیدار به مصاف هم می‌روند.

در حساس‌ترین دیدار هفته سیزدهم لیگ برتر فوتبال بانوان امروز ملوان بندرانزلی تیم دوم جدول مقابل آینده‌سازان میهن به میدان می‌رود که با ۴ امتیاز کمتر در جایگاه سوم قرار گرفته است.

با آرزوی پیروزی برای قو های سپید...


برچسب‌ها: بندر انزلی, منطقه آزاد انزلی
+ تاريخ جمعه سوم بهمن ۱۳۹۳ساعت 8:51 نويسنده علی ( انزلی ) |
راستش نمیدونم مائده پیدا شد ؟

از یکی از دوستانِ انزلی چی پرسیدم و گفت نه . . .

واقعا مائده پیدا نشده ؟

پس این بچه کجاست . . ؟

تو این مدت یه سرنخ نباید ازش پیدا میشد . . . ؟

کجایی مائده ؟

امیدوارم سالم باشه و یه روزی برگرده به خونه . . . .

 

 

+ تاريخ سه شنبه سی ام دی ۱۳۹۳ساعت 13:35 نويسنده معصومه(لاهیجان-مدیروب) |

 

اللهم صلی علی محمد و آل محمد

+ تاريخ یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۳ساعت 14:22 نويسنده علی ( انزلی ) |


برچسب‌ها: محمد رسول ا
+ تاريخ شنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۳ساعت 21:9 نويسنده امید رجبی پورکشایه (اشکورات) |
بد نیست مطلبی تاریخی تو وبمون داشته باشیم . . نه ؟

 + جنابِ حمید ، اگر سوالی دارید بپرسید ، در توانِ من و دوستان باشه پاسخ میدیم بهتون !

 

 

قاضی شمس الدین محمد گیلانی از علمای لاهیجان در قرن دهم هجری، متکفل تعالیم مذهبی اسماعیل به هنگام اقامت وی در لاهیجان، هنگام فرار از دست سپاهیان رستم آق قویونلو، بوده است. از او با عنوان قاضی ، معلم و صدر شاه اسماعیل یاد شده و در انتساب به مولدش به وی لاهیجی و گیلانی نیز اطلاق گردیده است.

شاه اسماعیل از سال 899 هجری به بعد به مدت پنج سال (مدت اقامت اسماعیل در لاهیجان شش سال و نیم نیز ذکر شده است. زبده التواریخ، ص 48) تحت حضانت کارکیا میرزا علی، حاکم وقت لاهیجان که خود را از اعقاب امام علی(ع) می دانست وشیعه بود، به سر برد. او شمس الدین لاهیجی یکی از علمای دینی سرزمین خود را به تربیت اسماعیل برگماشت.
در باره شمس الدین محمد گیلانی در منابع اطلاعات اندکی یافت می شود و از آنجا که وی نقشی به سزا در تربیت مذهبی شاه اسماعیل و شاهزادگان بعدی صفوی داشته است ، جستجو در این زمینه برای آشکار شدن ریشه های تمایلات مذهبی پادشاه صفوی مفید است .
در این نوشته جستجو برای یافتن گزارش هایی در باره شمس الدین محمد گیلانی به ترتیب در چهارحوزه کتب تاریخ ، کتب شرح حال و کتب فهرست و تواریخ محلی این مطلب پی گیری شده است.

{ کتب تاریخ }
درکتب تاریخ تنها در چند مقطع اشاره ای گذرا به وی شده است . این موارد به شرح زیر است:

{1. تعلیم شاه اسماعیل در گیلان}
اسماعیل وقتی که در گیلان بود، از محضر مولانا شمس الدین لاهیجی خواندن قرآن و آثار عربی و فارسی را فرا گرفت( زبده التواریخ، ص 48؛ جهانگشای خاقان، ص 64؛ احسن التواریخ، ص 20). لاهیجی مسلما در روح شاگرد خویش تأثیر در خور داشت، چون همو بود که کمی پس از جلوس اسماعیل به تخت شاهی ، صاحب عالیترین مقام مذهبی در قلمرو امپراطوری شد، بعدها هم بنا بر گزارش تحفه سامی حضانت شاهزادگان بدو سپرده شد. بدین جهت اطلاع از عقاید شمس الدین گیلانی از آن رو حایز اهمیت است که در تکوین عقاید شاه اسماعیل سهیم بوده و گفته شده اسماعیل در اثر آموزش های شمس الدین و اطرافیان به شیعه گرایش پیدا کرده است.

{2. برگزیده شدن وی به صدارت پس از پیروزی شاه اسماعیل}
شاه اسماعیل پس از دست یابی به قدرت در سال 906 هجری به پاس خدمات شمس الدین لاهیجی ، منصب صدارت را به او تفویض کرد (تکملة الاخبار، ص 40؛ تاریخ شاه اسماعیل و شاه طهماسب، ذیل تاریخ حبیب السیر، ص66؛ زبده التواریخ مستوفی، ص 48؛ وقایع السنین و الاعوام، ص 440؛ روضه الصفویه، ص 155). منابع به دنبال ذکر این مطلب عهده دار شدن امور شرعیه و مهام فقهیه و نظارت بر اوقاف، قضای معسکر را از جمله وظایف وی شمرده اند.

{3. شریک شدن قاضی محمد کاشی با شمس الدین محمد گیلانی در صدارت}
سه سال پس از عهده دار شده منصب صدارت، منابع از شریک شدن قاضی محمد کاشی با شمس الدین محمد گیلانی درسال 909 هجری خبر داده اند(تاریخ جهان آرا،ص 268؛ خلاصة التواریخ، ج 1، ص 84؛ خلد برین، ص 125). این حادثه می تواند نشان از ضعف موقعیت وی در دربار باشد.
4{. حضور در مراسم استقبال از ایلچی عثمانی}
شمس الدین محمد به همراه قاضی محمد کاشانی در مراسم تشریفات استقبال از سفیر عثمانی در سال 910 هجری حضور داشته است(جهانگشای خاقان، ص 225).

{5. ملازمت شاه اسماعیل در سفر}
آخرین خبری که از وی در کتب تاریخ می توان سراغ گرفت مربوط به همراهی و ملازمت او با شاه اسماعیل به سال 916 هجری در یکی از سفرها است که تاریخ خانی(ص 363) به آن اشاره کرده است:
دو روزی را که نواب عالی را بنا بر رعایت ساعت و صلاح دولت قاهره بدان حدود دمرلقیا توقف فرمود، عالی جناب ملک محمود جان قزوینی وزیر و قاضی شمس الدین ، صدر پادشاه گردون سریر به همین وظایف ملازمت به جای آورد و پیش کشی گذرانیدند و از رهگذر خدمت و فیض ملازمت حظی کامل یافتند.
البته وی تا سالها بعد زیسته اما از امور اداری بر کنار بوده است(بنا بر آن چه در تحفه سامی آمده، شمس الدین محمد تا 957 هجری که سال اتمام نگارش تحفه سامی است زنده بوده است).#

{کتب شرح حال}
در کتب تذکره نیز مختصر اشاراتی به وی شده است، مهمترین و مفصل ترین شرح حال وی را تحفه سامی (ص 51) در حدود نیم صفحه گزارش کرده است. تذکره های بعدی تماما قطعاتی از همان را بر گرفته و تکرار کرده اند(هم چنان که منشأ اطلاعات در کتب تاریخی چنین است).
بنا بر آنچه تحفه سامی آورده ، قاضی شمس الدین معلم پس از مدتی کوتاه که منصب صدارت را عهده دار بود از صدارت کناره گرفت«مولدش در لاهیجان گیلان است در محلی که صاحب قران مغفور در آنجا تشریف داشته اند، از آنجا به ملازمت ایشان به عزم جهانگیری علم افراشته، در ابتدای ظهور دولت این دودمان عظیم الشأن منصب صدارت ممالک محروسه تعلق به ایشان داشته ، بعد از آن اندک مدتی ترک آن کرده به حال خود می بودند و بعضی اوقات به تعلیم اکثر شاهزادگان سوای ِمن اشتغال می نمود ودر این ولا که سن شریفش از نود متجاوز است ، ترک علایق و عواید کرده، اوقات در طاعات و عبادات صرف می کند . این مطلع را حسب حال خود می گفت:
جوانی رفت در راه تو، پیر روزگارم من گرفتار بلا و درد و آه بی شمارم من»

شمس الدین محمد معلم عمری طولانی متجاوز از 90 سال نمود، وی ذوق شعری داشته و دیوان شعری نیز از خود به یادگار گذاشته است(الذریعه ، ج 9، ص 542، شماره 3000). چنان که در منتخب الاشعار – که مؤلفش ناشناخته است و در در آن سرگذشت سرایندگان با قطعاتی از شعر های فارسی آنان آمده است - در شمار قاضیانی که شعر می سروده اند از «قاضی شمس الدین معلم لاهیجانی صدر شاه اسماعیل» نیز نام به میان آمده است(فهرست نسخه های خطی کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی ، تنظیم سید محمد باقرحجتی ، ص 414).

{کتب فهرست }
الذریعه در دو جا به معرفی دیوان شعر قاضی شمس الدین محمد گیلانی پرداخته است که متأسفانه جستجوهای انجام شده در فهارس کتابخانه ها جهت یافتن این نسخه به نتیجه نرسید. در نسخه خطی دیگری به نام منتخب الاشعار که مختص ذکر شاعران و قطعاتی از اشعار ایشان است ، نامی از قاضی شمس الدین گیلانی صدر شاهر اسماعیل برده شده است(فهرست نسخه های خطی کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی، ص 414).

{کتب تواریخ محلی}
در کتب مربوط به تواریخ محلی ، جز تاریخ خانی( که اشاره ای به شمس الدین محمد گیلانی دارد و از آن در بالا یاد شد) در این باره مطلب دیگری یافت نشد.

{بررسی یک اشتباه}
هم زمانی و هم نامی قاضی شمس الدین لاهیجی معلم با شمس الدین محمد لاهیجی نوربخشی که از بزرگان صوفیه نوربخشیه بوده است، موجب خلط بین این دو نام و پدید آمدن اشتباهاتی شده است. چنان که رویمر نویسنده بخش اول کتاب تاریخ ایران در دوره صفویان کمبریج (ص 17) این دو شخص را یک نفر پنداشته و به همین منوال این اشتباه در دائرة المعارف بزرگ اسلامی نیز راه یافته است( مدخل اسیری لاهیجی نوشته نجیب مایل هروی).
لازم به یاد آوری است که شیخ محمد بن یحیی بن علی گیلانی لاهیجی نور بخشی ملقب به شمس الدین و متخلص به اسیری از مردم لاهیجان گیلان در نیمه اول قرن نهم هجری تولد یافت. او نویسنده شرح معرف گلشن راز(اثری که انجیل تصوف ایران شمرده می شود) می باشد و در عین حال که صوفی نام آوری بود، به مذهب شیعه هم تعلق داشت(مجالس المؤمنین، ج 2، ص 150- 156).
شاه اسماعیل صفوی وقتی که ولایت فارس و شیراز را گرفت به زیارت شیخ لاهیجی رفت و از او سئوال نمود که چرا لباس سیاه اختیار نمودی ؟ شیخ فرمود: به جهت تعزیه امام حسین(ع)، شاه گفت : تعزیت ایشان قرار یافته که در سال ده روز باشد، شیخ گفت: مردم به خطا رفته اند، تعزیه آن حضرت تا دامن قیامت باقی است( مجالس المؤمنین ، ج 2، ص 150؛ سید حسن نصر این داستان را حاکی از تحول کاملی دانسته که در بین اعضای طریقت نور بخشیه رخ داده و آنها را کاملا وابسته به تشیع کرده است. روند مشابهی نیز در بین طریقت نعمت اللهی و صفوی مشاهده می شود. تاریخ ایران در دوره صفویان کمبریج ، ص 336).
از جمله تألیفات وی مثنوی اسرار الشهود و مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز است (الذریعه ، ج 9، ص 76، شماره 436 و ج 21، ص 301 ذیل مفاتیح الاعجاز). در گذشت وی سال 912 هجری می باشد(طبقات اعلام الشیعه، ج 4، ص 130).
با این توضیحات واضح است که شمس الدین محمد لاهیجی متخلص به اسیری که صاحب خانقاه بوده غیر از شمس الدین محمد لاهیجی قاضی است که در پرورش شاه اسماعیل سهیم بوده و در دربار او حضور داشته است، ضمن آن که سال درگذشت اسیری لاهیجی 912 هجری ذکر شده است اما زمان وفات لاهیجی قاضی و معلم همچنان که ذکر شده پس از 957 هجری است(وی هنگام تألیف تحفه سامی در 975 هجری زنده بوده است. تحفه سامی ص 51). مزاوی(ص 198 ، توضیحات شماره 203) نیز متذکر شده است که : نمی توان اثبات کرد که مولانا شمس الدین لاهیجی که للِه اسماعیل در گیلان بوده همان شمس الدین محمد بن علی گیلانی لاهیجی نوربخشی ، مفسر گلشن راز شبستری است.#
مسئله ای که ممکن است موجب التباس و اشتباه بین این دو نفر شده باشد، حضور فرزند لاهیجی شارح گلشن راز ( احمد بن شمس الدین محمد لاهیجی نوربخشی متخلص به فدایی که شاعر بوده و دیوان شعری از او باقی مانده است) در در بار شاه اسماعیل است، او از مقربان در بار شاه اسماعیل صفوی بود که به عنوان سفیر از سوی شاه اسماعیل به سوی سلطان محمد شیبانی رفت و مباحثات و مناظراتی با بزرگان دربار او انجام داد و بعد از مراجعت مورد عنایت و اکرام شاه اسماعیل قرار گرفت(الذریعه، ج 9، ص 815، شماره 5500 و ج 13 ، ص 270، شماره 1001).

در کتاب های زیر نیز جستجو شد اما مطبی در این زمینه یافت نشد:
ریاض العلماء افندی ؛ روضات الجنات خوانساری؛ امل الآمل شیخ حر عاملی؛ رشحات عین الحیاة ، واعظ کاشفی؛ تذکره نصر آبادی؛ تذکره میخانه ملا عبد النبی فخر الزمانی؛ تذکرة المعاصرین حزین لاهیجی؛ تذکره ریاض العارفین رضا قلی خان هدایت؛ تذکره هفت اقلیم امین احمد رازی .

{مشخصات منابع}
احسن التواریخ ، حسن بیک روملو، تصحیح عبد الحسین نوایی، انتشارات بابک، 1375.
تاریخ جهان آرا، قاضی احمد غفاری قزوینی ، انتشارات کتابفروشی حافظ، 1343.
تاریخ خانی، علی بن شمس الدین بن حاجی حسن لاهجی، تصحیح منوچهر ستوده، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، 1352.
تاریخ شاه اسماعیل و شاه طهماسب صفوی، امیر محمود خواند امیر، تصحیح محمد علی جراحی ، نشر گشتره ، 1370.
تحفه سامی ، سام میرزای صفوی، تصحیح وحید دستگردی ، کتابفروشی فروغی.
تکملة الاخبار ، عبدی بیگ شیرازی، تصحیح عبد الحسین نوایی، نشر نی ، 1369.
جهانگشای خاقان، مولف مجهول، مقدمه الله دتا مضطر، مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان، 1406.
خلاصة التواریخ، قاضی احمد قمی، تصحیح احسان اشراقی، انتشارات دانشگاه تهران، 1359.
خلد برین، محمد یوسف واله اصفهانی، به کوشش میر هاشم محدث، موقوفات افشار، 1372.
الذریعه الی تصانیف الشیعه، آقا بزرگ الطهرانی، دار الاضواء، بیروت، 1403.
روضة الصفویه، میزار بیگ جنابذی، تصحیح غلامرضا مجد طباطبایی، موقوفات افشار، 1378.
زبدة التواریخ ، محمد محسن مستوفی، به کوشش بهروز گودرزی، موقوفات افشار، 1375.
طبقات اعلام الشیعه، آغا بزرگ الطهرانی، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، قم، الطبعة الثانیه.
فهرست نسخه های هطی کتابخانه الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران، گرد آوری سید محمد باقر حجتی، دانشگاه تهران، 1345.
مجالس المؤمنین، قاضی نورا الله شوشتری، کتابفروشی اسلامیه، 1377.
وقایع السنین و الاعوام ، خاتون آبادی، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، 1352.

 

 

برگرفته از :پرتال جامع علوم انسانی

+ تاريخ شنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۳ساعت 14:32 نويسنده معصومه(لاهیجان-مدیروب) |

 

با توجه به حال و هوای بارانی روزهای اخیر بندرانزلی و زمستان زودرس امسال و در حالیکه شهر باران ایران روزهای سرد و پربارشی را سپری می‌کند؛ نظر شما را به مستندات آماری، میزان بارش ها و نزولات جوی به تفکیک میزان بارش های ماهانه و میزان بارش های سالانه از سال ۲۰۰۹ تا سال ۲۰۱۴، که توسط بهنام خورسندی تهیه و تنظیم شده، جلب می کنیم.

در قسمتی از این گزارش آمده است: شهرستان ساحلی بندرانزلی با به ثبت رساندن عدد خیره کننده‌ی ۱۰۲۳۴٫۳ میلیمتر بارش، معادل‌ ۱۰٫۲۳ متر،  در مکان اول رتبه بندی شهرهای باران خیز استان گیلان و ایران قرار دارد.

البته این گزارش فقط مربوط به 6 سال اخیر بوده و تا آبان 2014 میباشد که طبق آمار بلندمت ۴۱ ساله استان گیلان, انزلی با میانگین سالیانه ۱۷۴۷ میلی متر اول و ایستگاه های قلعه رودخان, آستارا, توتکی, خان حیاطی, آبویر به ترتیب در درتبه های بعدی هستند و رشت با ۱۲۸۴ میلیمتر در زمره ایستگاه های متوسط استان از نظر بارش است.

شما همراهان عزیز می‌توانید در ادامه گزارش کامل این مطلب را با فرمت PDF دریافت کنید.

لازم به ذکر است که تمامی ارقام و آمارها از سایت رسمی سازمان هواشناسی کشور استخراج شده است.

لینک گزارش کامل از ایستگاه های هواشناسی


برچسب‌ها: بندر انزلی, شهر باران
+ تاريخ جمعه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۳ساعت 9:23 نويسنده علی ( انزلی ) |

 

همزمان با ولادت پیامبر اکرم (ص) همایش بزرگ دوچرخه سواری استان گیلان در مسیر شهرهای بندرانزلی، رشت، کوچصفهان، آستانه اشرفیه، لاهیجان، لنگرود و رودسر برگزار خواهد شد.

علاقمندان جهت ثبت نام و یا کسب اطلاعات بیشتر میتوانند با در دست داشتن کارت بیمه ورزشی سال ۹۳ به هیئت دوچرخه سواری شهرستان خود مراجعه نمایند .

مهلت ثبت نام در این همایش دوچرخه سواری تاریخ ۱۵ دی ۹۳ می باشد.
لازم به ذکر است که این برنامه نیمه حرفه ای می باشد و از شرکت افراد فاقد معرفی نامه هیئت شهرستان مربوطه جلوگیری می شود.
محل و زمان استارت و افتتاحیه : صبح جمعه ۱۹ دی ۹۳ از میدان امام خمینی بندرانزلی خواهد بود.
ضمن اینکه برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید با تلفن هیئت دوچرخه سواری بندرانزلی نیز تماس حاصل نمایید:  ۰۹۱۱۶۱۶۱۶۹۱


برچسب‌ها: همایش دوچرخه سوار گیلان
+ تاريخ چهارشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۳ساعت 11:56 نويسنده علی ( انزلی ) |

 

ابوذر نوغانی به عنوان اولین مربی ایرانی شاغل در فوتبال اروپا و بریتانیا توانسته نامی برای خود دست و پا کند،مردی از فوتبالشهر انزلی که روزی مرکز صدور بازیکن به تیمهای طراز اول ایران بود و حالا با این اتفاق، می تواند در عرصه مربیگری هم حرفی برای گفتن داشته باشد.
به همین منظور وبسایت فوتبال انزلی گفتگویی صمیمانه با این مربی جوان شهرمان انجام داده که در ادامه میتوانید مطالعه کنید.


برچسب‌ها: بندر انزلی
ادامه مطلب
+ تاريخ دوشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۳ساعت 13:6 نويسنده علی ( انزلی ) |

 

حالا میتوان آن جمله معمار کبیر انقلاب " امام خمینی " که فرموده بودند راه قدس از کربلا میگذرد را رمز گشایی کرد...آری ایشان در آن روزهای آتش و خون میدیدند این روزها راکه مسلمانان جهان همچو پروانه گرد حرم مولای خود جمع میشوند و قدرت خود را به رخ تمام جهان خواهند کشید و این روز نقطه عطفی خواهد شد برای اتحاد مسلمانان و آزادی قدس شریف.

اولین راهپیمایی بزرگ شیعیان عراقی در سالروز اربعین سال 2003 میلادی نقطه شروعی برای حرکتی بود که هم اکنون به یک سنت عظیم برای بزرگداشت اصلی‌ترین ایدئولوژی جهان شیعه در طول تاریخ تبدیل شده است. در حالی که در آغاز این حرکت تنها دو تا سه میلیون نفر که البته خود نیز جمعیت عظیمی است، حضور داشتند هم اکنون تعداد زائران شرکت کننده در این راهپیمایی عظیم به بیش از بیست میلیون نفر رسیده است.

در بهار سال 2003 زمانی که جنوب عراق با عقب نشینی و فروپاشی ارتش بعث عراق در مقابل حملات نظامی نیروهای ائتلاف به سرکردگی آمریکا عملا از حاکمیت صدام حسین دیکتاتور عراق خارج شد، اتفاقی روی داد که ازهمان ابتدا نشان از اشتباه استراتژیک بوش در سرنگونی حکومت عراق و تلاش برای تبدیل کردن آن به نمادی از دموکراسی غربی داشت و این یعنی عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!

این راه پیمایی ورای یک حرکت دینی مثالی برای یک قدرت نمایی نرم در جهان و یک حرکت عظیم سیاسی است تا دشمنان بدانند که شیعیان در پاسخ به ندای مرجعیت برای حضور در اربعین لبیک خواهند گفت و وای به آن روزی که از طرف رهبر شیعیان جهان، آیت الله العظمی خامنه ای فرمان جهاد صادر شود، که حتما" آنر روی سکه و آن روی این حال خوش و بشاش را خواهید دید...

منبع: وبلاگ جوانان متحد انزلی چی( www.javan-anzali.blogfa.com )

 


برچسب‌ها: اربعین, arbaeen, شیعه, راه قدس از کربلا
+ تاريخ جمعه بیست و یکم آذر ۱۳۹۳ساعت 7:42 نويسنده علی ( انزلی ) |
به یاد دکتر ابوالحسن ضیاء ظریفی
دکتر محمدحسین عزیزی
زنده‌یاد دكتر ابوالحسن ضیاء ظریفی در 29 مرداد 1305 در خانواده‌ای مذهبی در شهر زیبای لاهیجان به دنیا آمد. در خانواده او، اشتغال به حرفه پزشكی، قدمتی صدساله داشت. پدربزرگ خانواده، مرحوم حجت‌الله حكیم باشی، تا بیست سالگی به یادگیری صرف و نحو و علوم مختلف آن روزگار پرداخت. وی شعر می‌سرود و تخلص شعری او "عطارد" بود. به‌علاوه، خط زیبایی هم داشت. او پس از درگذشت پدر و مادرش، برای تحصیل پزشکی به تهران آمد. (شرح احوال او در دیوان شعری كه از او به یادگار مانده، به تفصیل آمده است) حجت‌الله حكیم باشی چند فرزند داشت. پدر دكتر ابوالحسن ضیاء ظریفی، حاج عیسی، از فرزندان او و از بازرگانان مشهور لاهیجان بود. اما، فرزند دوم وی، میرزا ابوالفضل، دوره طب را در مدرسه دارالفنون گذراند و در سال 1285 اجازه طبابت و داروسازی دریافت کرد. وی به زبان‌های فرانسه، روسی و عربی تسلط داشت و در گیلان طبیب مشهوری بود. دكتر ضیاء الاطباء در 14 خرداد 1305 پس از یك سخنرانی سیاسی به نفع جمهوریت، روبه‌روی مسجد جامع لاهیجان به ناگهان درگذشت و به قولی او را مسموم كردند. فرزند دیگر خانواده حجت‌الله حكیم باشی، دكتر یحیی ظریفی بود كه پس از پایان تحصیلات پزشکی به گیلان رفت و همراه با مرحوم میرزا كوچك ‌خان جنگلی در منطقه كسما و فومنات به معالجه قشون میرزا كوچك مشغول شد و مدت‌ها نیز ریاست بهداری فومن، كوچصفهان، محلات و قم را برعهده داشت. وی در سال 1321 در محلات درگذشت.
ابوالحسن ضیاء ظریفی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه حقیقت لاهیجان و دوران متوسطه را در دبیرستان‌های ایرانشهر لاهیجان، شاهپور و تربیت رشت به پایان رساند و در شهریور 1324 برای ادامه تحصیل به تهران رفت. تحصیلات او در رشت، با جنگ بین‌‌المللی و اشغال شمال كشور توسط قوای شوروی، خروج رضا شاه از ایران و حكومت پهلوی دوم مصادف بود.
ابوالحسن ضیاء ظریفی درباره آن دوران می‌نویسد: "سقوط دیكتاتوری رضا شاه، آزادی‌های سیاسی را تا حدودی میسر ساخت، احزاب سیاسی مختلف تشكیل شد و بالطبع در بین قشر دانش‌آموز و دانشجو تمایلات سیاسی و مبارزات ایدئولوژیك قوت گرفت. در دوره دوم دبیرستان، دو گرایش فكری در محیط ما حاكم بود. از یك طرف استاد زبان عربی ما مرحوم بتولی، تفكر مذهبی را در ما تقویت می‌كرد و از طرف دیگر، استاد زیست‌شناسی، محمود بهزاد، تفكر علمی را به ما می‌آموخت. حزب توده ایران نیز با فلسفه و تفكر ماركسیستی، جوانان و روشنفكران را به طرف خود جلب، در كلاس‌های سخنرانی و شعرخوانی حاضر می‌شدیم."
ابوالحسن ضیاء ظریفی پس از پایان دبیرستان، زیر تأثیر تعالیم زنده‌یاد دكتر محمود بهزاد، ابتدا دو سال در رشته زیست‌شناسی در دانشكده علوم دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت، اما در سال 1326 در كنكور پزشكی شركت كرد. در آن زمان، دانشكده پزشكی، داروسازی و دندانپزشكی به ترتیب 110 نفر برای رشته پزشكی، 40 نفر برای داروسازی و 40 دانشجو برای دندانپزشكی برمی‌گزید. دكتر ضیاء ظریفی با صلاحدید دكتر صادق پیروز، به دانشكده داروسازی رفت و عصرها نیز در روزنامه "فرمان" عضو هیأت تحریریه بود و مقالات او با امضای "ا ـ ظ دانشجو"، در آن روزنامه منتشر می‌شد. طی سال‌های تحصیل و با ادامه مبارزات سیاسی در دانشگاه، دكتر ضیاء ظریفی با تشكیل سازمان دانشجویان كوی دانشگاه و سپس سازمان دانشجویان دانشگاه تهران، مبارزات صنفی ـ سیاسی را شكل داد و در سال 1330 كه برای تشكیل سازمان دانشجویان دانشگاه تبریز به آن شهر سفر كرد، دستگیر شد و مدتی را در زندان گذراند.
پس از پایان تحصیلات در دانشگاه، برای خدمت وظیفه به كرمانشاه رفت. سپس به تهران آمد و رئیس آزمایشگاه بیمارستان شماره یك ارتش شد و خدمت وظیفه را به پایان برد و همزمان عصرها، در انستیتو پاستور ایران زیر نظر مرحوم دكتر علی مشحون، دكتر قدسی و دكتر بالتازار به كار میكروب شناسی پرداخت. وی هنگام خدمت وظیفه با هم‌كلاس خود خانم دكتر توران زیرك‌زاده (دختر مرحوم غلامحسین زیرك‌زاده، استاد دانشكده ادبیات دانشگاه تهران) ‌ازدواج كرد. پس از پایان خدمت وظیفه، مصادف با كودتای 28 مرداد 1332، ضربات سختی به خانواده دكتر ضیاء ظریفی وارد آمد. پدر همسرش خودكشی كرد و عموی همسرش مرحوم مهندس احمد زیرك‌زاده كه از یاران وفا‌دار مرحوم دكتر مصدق بود، مدتی آواره و سپس زندانی شد.
دكتر ضیاء ظریفی، خدمت خارج از مركز خود را در اصفهان گذراند و تأسیس نخستین آزمایشگاه كنترل مواد مخدر و اولین آزمایشگاه كنترل بیماری‌های آمیزشی و گسترش شبكه آزمایشگاه‌های بهداشتی در استان از كارهای ایشان در اصفهان است. سپس در سال 1335 برای گذراندن دوره تخصصی آزمایشگاهی به تهران آمد و نخستین آزمایشگاه كنترل سل را زیر نظر مرحوم دكتر مهدی ذوالریاستین، در آزمایشگاه مركزی بهداشت تأسیس نمود. بعد از آن، سال‌های 1341 و 1342 برای گذراندن دوره‌ تخصصی میكروب شناسی به انگلستان رفت و در دانشگاه لندن زیر نظر اساتید برجسته‌ای مانند پروفسور بیگنال، پروفسور میچسون و پروفسور ماركس به كار پرداخت و پس از بازگشت به ایران، آزمایشگاه رفرانس سل را تأسیس نمود كه از آن هنگام تا کنون، مركزی برای پژوهش‌های بنیادی در زمینه‌ بیماری سل به‌شمار می‌رود. اواخر سال 1342 تشكیلات وزارت بهداری تغییرات فراوانی یافت و با كمك سازمان جهانی بهداشت(WHO) ، تشكیلات تازه‌ای برای آزمایشگاه‌های كشور به‌وجود آمد و دكتر ضیاء ظریفی به عنوان معاون فنی مدیر و رئیس آزمایشگاه رفرانس انتخاب شد. این آزمایشگاه، مركز تحقیقات و بررسی‌های علمی آزمایشگاهی بود و در زمان همه‌گیری وبا، تلاش‌های زیادی برای مهار آن انجام داد. به‌علاوه در آن، كلاس‌های متعدد بین‌المللی با شركت كارشناسان سازمان جهانی بهداشت تشكیل می‌شد. دكتر ضیاء ظریفی بنیانگذار بخش آزمایشگاه بهداشتی در جده، مدینه و مكه برای حجاج بود. وی در سال 1353 به عنوان مدیركل آزمایشگاه‌ها برگزیده شد. در آن زمان تمامی واحدهای آزمایشگاهی زیر نظر اداره كل آزمایشگاه‌ها كار می‌كردند و دکتر ضیاء ظریفی موفق شد چهارصد مركز آزمایشگاهی را در مناطق مختلف کشور تأسیس نموده و كلاس‌های آموزشی برای تربیت كاردان و كارشناس آزمایشگاه برگزار كند.
در سال 1347 دكتر ضیاء ظریفی برای تكمیل تحصیلات خود به انستیتو پاستور پاریس رفت و در سال 1349 نیز در دانشگاه مریلند آمریكا زیر نظر پروفسور معروف دکتر گاردنر میدلبروك به كار پرداخت‌ و سپس برای گذراندن دوره مدیریت آزمایشگاه به مركز كنترل بیماری‌های ایالات متحده آمریكا معرفی شد. علاوه بر این، او به فعالیت‌های آموزشی مختلفی نیز پرداخت. ابتدا به عنوان دستیار در دانشكده پزشكی اصفهان، سپس با سمت استاد میكروب شناسی در دانشكده علوم تهران تدریس کرد. وی در سال 1347 به تبریز رفت و نخستین دانشكده آزمایشگاهی را در آن شهر تأسیس كرد و پس از انقلاب نیز مدت هفت سال به عنوان استاد مدیریت آزمایشگاه در دانشگاه علوم پزشكی شهید بهشتی، در دوره دكترا تدریس نمود.
دكتر ضیاء ظریفی در مجامع علمی بین‌المللی گوناگونی عضویت داشت و از جمله از سال 1963 عضو اتحادیه بین‌المللی مبارزه با سل و بیماری‌های ریوی در پاریس بود و مدت ده سال نیز عضو شورای نویسندگان مجله این سازمان بود. همچنین از سال 1976 عضو انجمن میكروب شناسان آمریكا، عضو انجمن بهداشت آمریكا، از اعضاء انجمن میكروب شناسان ایران، عضو مؤسس انجمن بهداشت ایران و عضو مؤسس انجمن بیوشیمی ایران بود. وی در سال 1372 با همکاری جمعی از استادان، انستیتوی تحقیقات سل و بیماری‌های ریوی را تأسیس کرد که امروزه یکی از بزرگترین مراکز علمی کشور و مرجع سازمان بهداشت جهانی منطقه مدیترانه شرقی است. او مدت‌ها به عنوان کارشناس سازمان بهداشت جهانی در عربستان، اتیوپی و کنگو نیز خدمت کرده است.
دكتر ضیاء ظریفی علاوه بر تدوین و انتشار كتاب‌های متعدد علمی ـ آزمایشگاهی، در زمینه علم، تاریخ، تاریخ پزشکی و امور اجتماعی و فرهنگی نیز آثاری به یادگار گذاشته‌اند كه مشخصات برخی از آن‌ها عبارتند از:
- داروینیسم و موتاسیونیسم و مقایسه آن با نظر لیسنیكو، انتشارات دانشگاه تهران، 1331
- پرسش‌های بی‌پاسخ در سال‌های استثنایی، با همكاری دكتر خسرو سعیدی، انتشارات نیلوفر، 1378
- سازمان دانشجویی دانشگاه تهران، نظری دیگر به جنبش دانشجویی در ایران (1332-1320)، انتشارات شیرازه، 1379
- زندگینامه حسن ضیاء ظریفی از دانشگاه تهران تا قتلگاه اوین، نشر امین دژ، 1383
- تاریخ سل از آغاز تا کنون، انتشارت میرماه، تهران، 1384
- برندگان جایزه نوبل پزشکی و فیزیولوژی، انتشارات میرماه، در دو نوبت چاپ شده است: 1385 و 1386
- حکایت زندگی، نشر امین دژ، 1385
وی همچنین بیش از صد و پنجاه مقاله علمی در مجلات پزشكی ایران و نشریات علمی آمریكا، انگلستان و سازمان بهداشت جهانی منتشر كرده و مقاله‌های اجتماعی مختلفی در روزنامه‌های اطلاعات، هفته‌نامه پزشكی و ... نگاشته ‌است.
دكتر ضیاء ظریفی در مهر ماه 1357 بازنشسته شد‌، و از آن تاریخ در كمیته‌های مختلف وزارت بهداشت عضویت داشته كه مهمترین آن، "كمیته ملی مبارزه با سل" بوده است. وی یك دختر و دو پسر و سه نوه دارد. فرزندان او، تحصیلات عالیه خود را در آمریكا گذرانده و در آن كشور به كار مشغول‌اند. متأسفانه دکتر ضیاء ظریفی در آوریل 2006، پسر بزرگ خود سینا را در اثر بیماری از دست داد و این موضوع اگرچه روح او را سخت آزرد، ولی وی بر آن شد که از این رویداد تلخ نیز به سود دیگران بهره جوید. از این‌رو با تجربه تلخی که از از دست دادن پسرش در اثر بیماری داشت، کتابی با عنوان "پزشکان چگونه فکر می‌کنند؟" منتشر نمود. این کتاب بر مبنای کتاب مشابهی از دکتر ژروم گریمن (استاد پزشکی دانشگاه هاروارد) تدوین شده و در آن دکتر ضیاء ظریفی به تصمیمات نادرست پزشکی که گاه در اثر تفکر اشتباه برخی پزشکان به زیان بیماران تمام می‌شود، پرداخته و رهیافت‌های سودمندی برای پیشگیری از آن ارائه کرده است.
در سال 1383 دكتر ضیاء ظریفی با شرح احوال علمی و فرهنگی خود به منظور درج در کتاب "پزشکان در قلمرو فرهنگ و هنر"، در بخشی از زندگی‌نامه خود نوشته است: "خدا را سپاس می‌گویم كه توفیق خدمت به مردم میهن گرامی‌ام، ایران را به من عطا فرمود و آرزو دارم تا پایان عمر در خدمت محرومان باشم. شعارم همیشه‌ این بوده است: من نمی‌گویم سمندر باش یا پروانه باش، چون به فكر سوختن افتاده‌ای، مردانه باش. و برای سخنرانی‌ها و نوشته‌هایم شعارم این است: بشكن ای قلم، ای دست اگر پیچی از خدمت محرومان سر." و به راستی که زندگی و خدمات ارزشمند دکتر ضیاء ظریفی، به گفته صاحب‌نظران، این گفته ایشان را تأیید می‌کند.
سرانجام دکتر ابوالحسن ضیاء ظریفی در مهر ماه 1389 در اثر بیماری جانکاه سرطان که در ماه‌های آخر عمر با آن روبه‌رو گردید، در آمریکا، روی در نقاب خاک کشید. خاطره‌اش ماندگار و یادش پاینده باد که انسانی دانشور، مهرورز، فرهنگ‌مند و دوستدار دانش و انسانیت بود.


مردی که دغدغه‌اش تشخیص بود
محمد الهامی

نوشتن در مورد زندگی دکتر ابوالحسن ضیاء ظریفی، به‌ویژه از منظر تاریخ سیاسی معاصر، با توجه به زمانه فعالیت سیاسی و رویدادها و حوادث به وقوع پیوسته برای او یا در محیط و پیرامونش و خاستگاه خانوادگی و پیوندهای سببی و نسبی‌اش، می‌تواند بسیار جذاب و خواندنی باشد؛ همان‌گونه که از پس خاطرات و مصاحبه‌های خود مرحوم دکتر ضیاء ظریفی هم، این جذابیت و خواندنی بودن، هویداست. اما وقتی این زندگانی و فعالیت‌های سیاسی  دکتر را همزمان با زندگانی علمی و دانش و تخصص حرفه‌ای و شغلی‌اش به نظاره بنشینیم، متوجه نکات جالبی می‌شویم که ارزشمندترینش، که به نظرم از ورای آن می‌توان به فلسفه و هدف دکتر از زندگانی‌اش دست یافت، دغدغه تشخیص است.
"تشخیص" به عنوان "کلید دروازه درمان" بیشترین اهمیت را در مسائل پزشکی دارد. تشخیص درست، بعضاً نیم و حتی قسمت اعظم درمان را شامل می‌شود و این مهم بر جامعه پزشکی و حتی بسیاری از مردمان عادی نیز پوشیده نیست. از تشخیص‌های اشتباه بسا درمان‌های ناکارآمد و در نتیجه عوارض بعضاً جبران‌ناپذیر ایجاد شده و چه‌بسا مرگ و میر هم به دنبال داشته است.
تشخیص البته نه فقط در حوزه پزشکی، بلکه در سایر حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی و ... نیز مسأله‌ای حیاتی است و تشخیص درست و به‌موقع دردها و ضعف‌ها و چالش‌ها در حوزه‌های مختلف، نعمتی بزرگ برای حیات و دوام یک کشور و جامعه است. این مسأله را می‌توان شاه بیت زندگی دکتر ضیاء ظریفی دانست که همواره به دنبال تشخیص بود.
اگر بتوان زندگانی دکتر را به دو برهه مشخص تقسیم کرد، قطعاً سال بعد از کودتای 28 مرداد، خط قسمت خواهد بود؛ چه دکتر که تا آن زمان به دنبال درمان دردهای جامعه خود، کوشش‌ها کرده و مرارت‌ها کشیده بود، سرخورده و ناامید از حزب توده و زعمای آن و بی‌اعتماد به فضای حاکم بر فعالیت‌های سیاسی آن دوره و مأیوس از شکست نهضت بزرگ ملی شدن نفت ایران، به فعالیت‌های حرفه‌ای و علمی خود روی آورد که محوریتش با توجه به دانش تخصصی او، "تشخیص" بود. دکتر اما این دانش و دغدغه علمی و حرفه‌ای خود را تا مرزهای سیاست و اجتماع نیز پیش برد و گرچه دیگر فعالیت سیاسی نکرد، اما برای نسل‌های بعد، از تشخیص‌هایش نوشت و گفت تا شاید تاریخ به شکلی ملال‌آور دوباره تکرار نشود، که این ملک از این تکرارها بسیار دیده است!
دکتر گذشته‌های خود را می‌دید که چگونه در دغدغه درمان دردهای دیار و میهن خویش از سر اضطرار و  نیز جو غالب آن دوران، و نه درک و اندیشه و بررسی کافی، به حزبی روی آورد که خود را حامی دهقانان می‌خواند، و دانست که اگر همان‌جا تشخیص درستی می‌داشت، پی درمان اشتباه نمی‌رفت تا در زمانی که پیرمردی شریف از همان طبقه اشرافزاده‌ای که حزب او از آن‌ها دل خوشی نداشتند، نماینده آرزوهای این دهقانان و مردم شده بود، امثال این درمان‌های اشتباه، بیماری این اجتماع را شدت بخشند و امید درمان را بار دیگر ناامید سازند!
ابوالحسن جوان، شیفته خدمت و درمان آلام مردم بود و مانند خیلی از هم‌نسلانش در تشخیص، دقیق و انتخاب درمان مناسب در اشتباه. از همان زمان‌های عضویت در حزب توده و بعدتر، اوج‌گیری نهضت ملی ایران، این را کم‌کم فهمید و  رشته مودت، از حزب برید. حتی پیش‌تر هم به دلیل مواضع مستقل و حقیقت‌جویانه مشکلاتی را با حزب داشت و یک‌بار هم توبیخ شده بود.
باز تا سالی بعد از کودتا و آخرین تلاش‌ها، هم‌زمان لازم بود که ابوالحسن مبارز و فعال سیاسی، ابوالحسنی که حتی در دوران خدمت سربازی هم بی سر و صدا نبود و آزمایش روغن‌های مصرفی ارتش، جهت اطمینان یافتن از عدم آلودگی، نزدیک بود به قیمت تبعید برایش تمام شود! اویی که سازمان صنفی دانشجویان دانشگاه تهران را راه انداخته بود، او که در کلاس‌ها و جلسات حزب فعال بود، او که طعم ضرب و شتم احزاب دست راستی در میتینگ حزبی را سخت چشیده بود، زندان هم رفته بود، سال بعد کودتا یک‌باری هم به دام افتاده بود، دیگر واقعاً شد دکتر ابوالحسن ضیاء ظریفی! و از این پس همه هم و غمش تشخیص و تشخیص!
تشخیص نه فقط در گوشه آزمایشگاهش، یا تحقیقات ارزشمند برای تشخیص و ریشه‌کنی سل، به‌قدری که عنوان استاد افتخاری "اتحادیه بین‌المللی مبارزه با سل و بیماری‌های ریوی" را از آن خود کند، بلکه تشخیص دردها و آفات جامعه و سیاست و فعالیت‌های سیاسی. در این چهره جدید، دیگر او نه فعال اصلی سازمان دانشجویان دانشگاه تهران، بلکه روایتگر جنبش‌های دانشجویی و خاطره‌گوی ضعف‌ها و قوت‌ها و پندهای آن است. دیگر نه فعال سیاسی و عضو حزب توده، بلکه با نشر خاطرات خود و دیگران، منتقد و روشنگر زمانه و فعالیت‌ها و عوارض و تأثیرات آن حزب است. دیگر مانند سال‌های نهضت ملی شدن نفت، در متن ماجرا نیست، اما با جمع‌آوری خاطرات مهندس زیرک‌زاده در کتاب "پرسش‌های بی‌پاسخ در سال‌های استثنایی"، از بیرون و حاشیه، این متن را به نظاره می‌نشیند تا روشن و تاریک و سره و ناسره‌اش را باز شناساند.
و این دغدغه‌ها تا پایان عمر و سال‌های واپسین در کنار اویند که در سال‌های آخر، دست به ترجمه کتاب ارزشمند "پزشکان چگونه فکر می‌کنند؟" می‌زند و بعد از کتاب کاربردی و باارزش نوشته خود، یعنی "اصول حفاظت و ایمنی در آزمایشگاه‌های بیمارستان‌ها و مراکز پزشکی" اثر ماندگار دیگری از خود را در حوزه پزشکی، این‌بار در قالب ترجمه، ارائه می‌کند.
کتاب "پزشکان چگونه فکر می‌کنند؟" که اثر ارزشمندی از گردآوری تجربیات دکتر گروپمن است، علل خطاهای پزشکان، نقش پول و بازاریابی در تصمیمات پزشکی، اثر احساس و عواطف یک پزشک بر تفکر او، و بسیاری دیگر از مباحث ارزشمند در حوزه پزشکی و جامعه‌شناسی پزشکی امروز را بررسی و تحلیل می‌کند، و این اثر به قلم توانای دکتر ابوالحسن ضیاء ظریفی به فارسی ترجمه می‌شود تا باز هم به پیشگیری و تشخیص و درمان یاری رساند؛ کتابی که هدف اصلی آن، کاستن از اشتباهات پزشکی است.
و در همین سال‌های واپسین نیز باز از دغدغه تمییز و تشخیص در حوزه سیاست و تاریخ سیاسی جدا نیست که مصاحبه جالبش با مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر، مؤید این نکته است.
نکته دیگر این‌که شاید بیاندیشیم که تشخیص برای همه ما در همه زمینه‌ها مهم است. آری! اما غالباً عجولانه از همان اول به دنبال درمانیم و توجه نمی‌کنیم که درمان غلط ناشی از تشخیص نادرست، چه مصائبی می‌تواند به‌بار بیاورد. این همان نکته‌ای است که دکتر ابوالحسن ضیاء ظریفی بیش از نیم قرن هم در حوزه سیاست و اجتماع و هم در حوزه سلامت و پزشکی، در موردش کوشید. این لاهیجی مرد، نوه میرزا حجت‌الله حکیم باشی، برادرزاده دکتر ابوالفضل خان ضیاء الاطباء، که روزی بعد از نطقش در دفاع از جمهوری در جلوی مسجد جامع لاهیجان، به طرز مشکوکی مسموم  شد و درگذشت، و برادر بزرگ‌تر حسن ضیاء ظریفی که در شب خونین تپه‌های اوین در سال 1354 در آرزوی درمان همان دردهایی که عمو و برادر بزرگتر هم روزگاری درپی علاجش بودند به خاک افتاد، داماد برادر مهندس زیرک‌زاده که از یاران دکتر مصدق در ملی شدن نفت ایران بود، همه و همه این‌ها او را وا می‌داشت تا در روزگاری که دیگر سیاست را به کناری نهاده بود، روایتگر تاریخ آن باقی بماند و به سهم خود، تشخیص درست را برای آیندگان آسان‌تر و درمان را دست‌یافتنی‌تر بنماید.

منابع:
دکتر محمد حسين عزيزی (www.drmhazizi.com)
محمد الهامی (mohammadelhami.blogfa.com)

 

برگرفته از پایگاه خبری لاهیگ

+ تاريخ پنجشنبه ششم آذر ۱۳۹۳ساعت 23:31 نويسنده معصومه(لاهیجان-مدیروب) |
درونش وسیع بود. اما..... 

1. پر از راز 

2. پر از امواج 

3 . پر از اسرار 

4. پر از صفا 

5. پر از عشق به اهل بیت (ع) 

6. پر از ارادت

+ تاريخ پنجشنبه ششم آذر ۱۳۹۳ساعت 11:6 نويسنده ابراهیم پورشیخ (لاهیجان ) |
هر چه بنویسند و هرچه بگویند و هرچه درنظر داشته باشند که بنگارند ، باز حق بسیجی را نمی توانند اداء کنند.

بسیج لشلر مخلص خداست . هفته بسیج برهمه جان برکفان مبارک باد.

+ تاريخ پنجشنبه ششم آذر ۱۳۹۳ساعت 10:57 نويسنده ابراهیم پورشیخ (لاهیجان ) |
در نماز جمعه این هفته، نمازگزاران انزلی در حال ورود به مصلی طومار و پارچه نوشته ای را در رابطه با وضعیت ناخوشایند این روزهای حرم شهدای گمنام امضا کردند و تسریع در روند احداث حرم شهدای گمنام را خواستار شدند.

در کنار این طومار بیانیه ای نیز از جانب امت حزب الله انزلی در بین مردم و در اعتراض به مسوولین ذیربط پخش شد که البته شاید در بخش هایی از آن به صورت کاملا مستقیم و با لحنی تند با مخاطب خود سخن گفته بود ولی از متن آن واضح بود که نگارندگان بیانیه به دنبال جلوگیری از هتک حرمت به شهدای گمنام و رسیدگی به امور این مکان هستند، چرا که مقام معظم رهبری فرمودند: مقبره شهدای گمنام باید چون نگینی بر پیشانی شهرهای ما بدرخشند.

البته انتظار می رود مسوولین محترم شهرستانی گزارش عملکردی را از فعالیتهای انجام شده در زمینه احداث حرم شهدای گمنام ارائه دهند تا هم مردم شهر با زحمات آنها آشنا شده و هم امت حزب الله انزلی در جریان فعالیتهای آنها قرار بگیرند، ما هم به عنوان فعالان عرصه رسانه با ارج نهادن به رسالت خبری این گزارش عملکرد را به همراه مصاحبه مسوولین ذی ربط در این زمینه منتشر خواهیم کرد تا علاوه بر اهمیت دادن به صدای مردم با انتشار این مصاحبه ها کسانی که دغدغه احداث حرم شهدای گمنام را در سر دارند از جزییات چگونگی روند احداث المان آن نیز با خبر شوند.

 

 

در اینجا می توانید متن این بیانیه را بخوانید:

بسمه تعالی

شهدا شرمنده ایم …

اعتراض امت حزب الله بندرانزلی نسبت به بی تفاوتی مسوولین شهرستان

امت ولایتمدار بندرانزلی، بعد از گذشت حدود پنج ماه از تشییع با شکوه پیکر شهدای گمنام،  قبور مطهر فرزندان روح الله همچنان بی سرپناه است.

در حاشیه بی تفاوتی مسوولین ذیربط پس از بارندگی اخیر نمای موقت حرم شهدای گمنام که به همت جوانان عاشق شهدا و با هزینه شخصی  آنها ساخته شده بود  از بین رفته و موجی از نگرانی را در بین مردم قهرمان بندرانزلی به وجود آورد که خدای ناکرده اینطور غفلتها در آینده موجبات هتک حرمت بیشتر به قبور شهدا را فراهم نماید.

حال ای مردم!  آگاه باشید عاملین غربت این روزهای حرم شهدای گمنام همان کسانی هستند که از ابتدای امر با تشییع و خاکسپاری این عزیزان در شهرستان مخالفت و ممانعت می ورزیدند.

البته باید گفت: از مسوولینی که از هیچ کوششی برای برگزاری کنسرت ها و جشنهایی که سنخیتی با احکام شرع مقدس و آرمانهای انقلاب ندارند مضایقه نمی کنند نیز، انتظاری بیش از این نیست، لکن این تکلیفی است بر گردن صاحب منسبان شهر که حداقل نسبت به خون های ریخته شده برای عزت و سرافرازی این مملکت بی تفاوت نبوده و به وظیفه خود عمل نمایند.

اکنون مطالبه امت حزب الله بعد از  ماه ها سکوت و مماشات به شرح ذیل می باشد:

۱ . مسوولین نسبت به بی احترامی صورت گرفته به حرم مطهر شهدای گمنام از امت حزب الله رسماً عذرخواهی نموده و طرح مورد نیاز جهت اجرای ساخت بنای یادمان را اعلام نمایند.

۲ . سازماندهی و فعالسازی هیئت امنای حرم شهدای گمنام (متشکل از نیروهای نخبه فرهنگی دلسوز و متعصب نسبت به شهدا و انقلاب و ولایت) هر چه سریعتر صورت پذیرد.

۳ . یادمانی فاخر درخور شان و منزلت این شهدای مظلوم و شایسته امت شهیدپرور شهرستان احداث شود.

۴ . از کلیه مسوولین شهرستان انتظار می رود بحث فرهنگ و اعتقادات را فدای باند بازی و سیاسی نگری نکرده و وظیفه خود را در عرصه جنگ نرم به خوبی انجام دهند.

در پایان لازم به ذکر است قبل از اینکه غیرت امت قهرمان و جوانان شهادت طلب شهرستان به جوش آید چاره جویی نموده در غیر این صورت منتظر خروش امت حزب الله وشهید پرور باشید.

والسلام علی من التبع الهدی

جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳


برچسب‌ها: بندر انزلی, منطقه آزاد انزلی, اخبار انزلی, حرم شهدای گمنام, طومار
+ تاريخ یکشنبه دوم آذر ۱۳۹۳ساعت 13:39 نويسنده علی ( انزلی ) |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ تاريخ شنبه یکم آذر ۱۳۹۳ساعت 15:24 نويسنده معصومه(لاهیجان-مدیروب) |
اشکوریهای عزیز می توانند مشکلات خودشان را به ما بگویند تا در اولین فرصت برطرف کنیم

 

 

شما می توانید مشکلات روستای خود را به سامانه پیامکی50001333426811 ارسال کنید

با تشکر مدیریت سایت حبری اشکوریها


برچسب‌ها: مدیر ارتباطات سیارشرکت مخابرات گیلان, اشکورنیوز, پارسایی, اشکور, اشکوریها
+ تاريخ جمعه سی ام آبان ۱۳۹۳ساعت 20:48 نويسنده امید رجبی پورکشایه (اشکورات) |


برچسب‌ها: بندر انزلی, منطقه آزاد انزلی, شهر باران, پاییز, بلوار انزلی
+ تاريخ جمعه سی ام آبان ۱۳۹۳ساعت 8:20 نويسنده علی ( انزلی ) |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۳ساعت 20:29 نويسنده معصومه(لاهیجان-مدیروب) |

 سلام بر آقایی که شهادت پدر ٫عموها و برادران . دوستانش بر ایمان و صبر او خللی وارد نساخت.

سلام برآقایی که عبادتش زینت همه عابدان شد.

سلام برآقایی که نهضت عاشورا را به جهان معرفی کرد .

سلام برآقایی که با نضهت خطبه و گریه حرف های خود را به گوش جهانیان رساند.

سلام بر صحیفه که زبور آل محمد نام گرفت.

سلام بر زین العباد که شرمنده او هستیم تا قیامت. 

سلام برآقایی.......................

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۳ساعت 10:36 نويسنده ابراهیم پورشیخ (لاهیجان ) |
جامعه > حوادث - ایسنا نوشت:

جسد شادی سرخیل، قایقران جوان، ظهر امروز 27 آبان در محدوده یک کیلومتری پل ولایت انزلی یافت شد.

تلاش شبانه روزی غواصان جمعیت هلال احمر، نیروی دریایی و بنادر و کشتیرانی مستقر در بندرانزلی پس از 10 روز نتیجه داد و ظهر امروز جسد این قایقران جوان در محدوده یک کیلومتری پل ولایت انزلی پیدا شد.

شادی سرخیل، قایقران جوان اهل بندر انزلی، 17 آبان در پیست قایقرانی تالاب انزلی در حال تمرین برای اعزام به مسابقات کشوری بود که قایق وی به دلایل نامعلومی واژگون شد و قبل از اینکه قایق به زیر آب رود، پیکر این قایقران به زیر آب رفت.

شادی سرخیل، عضو هیئت قایقرانی بانوان بندرانزلی بود. او برای حضور در مسابقات انتخابی تیم ملی و قهرمانی کشور در تالاب بین المللی انزلی تمرین می‌کرد.

+ تاريخ سه شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۳ساعت 23:6 نويسنده معصومه(لاهیجان-مدیروب) |
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا به نقل از زبان گویا ,نشست دو عضو شورای شهر لاهیجان و نماینده مردم لاهیجان و سیاهکل در مجلس شورای اسلامی با استاندار اسبق گیلان روز دوشنبه در محل سازمان شهرداری ها و دهیاری های کشور برگزار شد.

روح الله قهرمانی چابک ، گزینه اصلی پیشنهادی شورای شهر برای تصدی سمت شهرداری لاهیجان می باشد.

ندیمی: طرح شهرداری برای آقای قهرمانی نه یک تاکتیک بلکه یک استراتژی است

نماینده مردم لاهیجان و سیاهکل در مجلس شورای اسلامی در این نشست با اشاره به توجه حداکثری به سرمایه های گیلان، گفت: همه ما ممکن است در بین برند ملی و جایگاه شهری تفاوت هایی را قائل باشیم.

ابوذر ندیمی با تأکید بر اینکه پیشنهاد اعضای شورای شهر لاهیجان قابل تأمل است، خاطر نشان کرد: اصل رویکرد و تصمیمات شورای شهر برای ما مهم می باشد و البته باید در نظر داشته باشیم که لاهیجان دارای یک جایگاه تاریخی، توریستی، اجتماعی و طبیعی قابل اعتنا می باشد.

وی افزود: من به شخصه از طرح و پیگیری اعضای شورای اسلامی شهر لاهیجان تقدیر و تشکر می کنم و اعلام می کنم که تحقق این موضوع، خواسته شورا و افکار عمومی لاهیجان می باشد.

عضو هیئت رئیسه فراکسیون مدیریت شهری با اعلام اینکه طرح شهرداری برای آقای قهرمانی نه یک تاکتیک بلکه یک استراتژی است، گفت: شهرداری با سنجش گزینه ها در سطوح بالایی از موضوعات علمی، اجرایی، عملی و … به این نتیجه رسید.

ندیمی با اشاره به اینکه بزرگی با جایگاه های فکری، اجتماعی و نوع عملکرد است، خاطر نشان کرد: ما با بازی های سیاسی نمی خواهیم مطرح شویم بلکه نگاه ما متفاوت است.

مهربان: استفاده از نام اشخاص هدف ما نبوده است

رئیس شورای اسلامی شهر لاهیجان در ادامه ضمن تقدیر و تشکر از مدیرکل حوزه ریاست، روابط عمومی و امور مجلس سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های کشور به عنوان میزبان این نشست، گفت: از آقای ندیمی که علی رغم برگزاری جلسه علنی مجلس شورای اسلامی در این نشست حضور پیدا کردند و همچنین از حضور آقای قهرمانی تشکر می کنم.

مهربان خاطر نشان کرد: اولویت بنده و سایر همکارانم در پارلمان شهری لاهیجان در شرایط فعلی، انتخاب شخصیتی اصلح در اندازه های ملی و فرا ملی برای سکان داری بر مدیریت شهری لاهیجان است.

وی با اعلام اینکه استفاده از نام اشخاص هدف ما نبوده است، گفت: این عملکرد مثبت آقای قهرمانی در کلیه سطوح اجرایی استانی و کشوری بوده که این انگیزه را به جهت انجام این نشست فراهم نموده است.

رئیس شورای اسلامی شهر لاهیجان در پایان گفت: پتانسیل شهر لاهیجان به قدری بالا بوده و آنقدر در سال های اخیر با کارهای سطحی و تبلیغاتی سعی در پوشاندن معضلات شهری نموده اند که چاره ای جز به کار گیری افرادی با شناسنامه اجرایی قوی و درخشان نداریم.

فقیه شجاعی: خواسته ی مردم، خدمت صادقانه برای رشد و پیشرفت عادلانه در سطح شهر لاهیجان است

رئیس کمیسیون عمران شورای اسلامی شهر لاهیجان نیز در ادامه این نشست گفت: خواسته مردم لاهیجان خدمت صادقانه برای رشد و پیشرفت عادلانه در سطح شهر می باشد.

فرشید فقیه شجاعی ادامه داد: سوابق و پیشینه خوب به همراه سطح ملی آقای قهرمانی باعث شد که ایشان گزینه اول شورای اسلامی شهر لاهیجان باشند.

وی افزود: در روزگاری که لاهیجان به یک بن بست عمرانی و اجرایی رسیده است ما باید فردی را انتخاب کنیم که وضعیت کنونی را متحول کند.

شجاعی به بودجه ۳۵ میلیاردی شهر لاهیجان اشاره کرد و گفت: این شهر پتانسیل را دارد که با بودجه ۲۰۰ میلیاردی هم اداره شود.

کفاش: آدم های بزرگ برای کارهای بزرگ ساخته شده اند

مدیرکل حوزه ریاست، روابط عمومی و امور مجلس سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های کشور نیز در این نشست گفت: خوشحالی ما از این است که نگاه ها و هدف های شوراهای اسلامی شهر به سمت و سوی افراد بزرگ رفته است.

مهران کفاش با تمجید از عملکرد قهرمانی در دوران استانداری گیلان گفت: استانداری گیلان در زمان آقای قهرمانی یکی از چند استانداری برتر کشور بود و در جلسات استانداران نیز آقای قهرمانی مانند ستاره ایی می درخشید.

وی با اعلام اینکه نام نیک، یک سرمایه بزرگ و ارزشمند است، بیان کرد: آدم های بزرگ برای کارهای بزرگ ساخته شده اند.

مدیرکل حوزه ریاست، روابط عمومی و امور مجلس سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های کشور، گفت: آقای قهرمانی از لحاظ اخلاقی و شخصیتی، بزرگ هستند و از اینکه نگاه شورای اسلامی شهر لاهیجان به این سمت رفته فوق العاده ارزشمند است.

قهرمانی: مدیر خوب باید هنر جذب تجارب دیگران را داشته باشد

روح الله قهرمانی چابک نیز در ادامه این نشست ضمن تقدیر و تشکر از اعتماد و پیشنهاد شورای اسلامی شهر لاهیجان و حمایت های نماینده مردم لاهیجان و سیاهکل در مجلس شورای اسلامی گفت: آدمی می تواند اثر گذار باشد که بتواند از ایده ها و اندیشه های دیگران استفاده کند.

وی ادامه داد: بنده هم معتقدم که کار کردن در جایگاهای مختلف، بزرگی و کوچکی به افراد نمی بخشد بلکه نوع عملکرد و نتایج فعالیت ها مهم می باشد.

قهرمانی با تأکید به اینکه علاقه خاصی به لاهیجان دارد، گفت: جاذبه های زیبا و طبیعی این شهر همیشه چشمگیر بوده است.

وی با اشاره به اینکه در کارم سعی می کردم از همه کمک بگیرم، گفت: مدیر خوب باید هنر جذب تجارب دیگران را داشته باشد.

قهرمانی با اعلام اینکه به دلیل مشغله های کاری و همچنین شرایط فعلی شغلی بنده، بعید است در این جایگاه بعید به نطر می رسد.

+ تکمیلی
گفتنی است پس از رسانه ای شدن این دیدار قهرمانی چابک طی گفتگوی کوتاهی با خبرنگار دیارمیرزا اعلام کرد:با توجه به شرایط شغلی بنده امکان حضورم در این جایگاه وجود ندارد.

+ تاريخ سه شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۳ساعت 13:49 نويسنده معصومه(لاهیجان-مدیروب) |

 

عملیات امداد برای پیدا کردن قایقران جوان ادامه دارد و دیروز نیز یک گروه چهار نفره از غواصان دانشکده تربیت جهادی و تکاوری سیدالشهدا (ع) نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی زیباکنار به دستور فرماندهی دانشکده ، سردار اصغر شکراللهی و همراهی اکیپ های هلال احمر شهرستان انزلی، تالاب انزلی را جستجو کردند اما نتیجه ای حاصل نشد.
گفتی است ریاست سازمان هلال احمر شهرستان بندرانزلی از ورود گروه غواصان داوطلب مازندرانی به شهرستان خبر داد و خاطر نشان کرد: جمعه عملیات جست و جو با غواصان اعزامی از ساری آغاز می شود.
لازم به ذکر است امروز صبح (جمعه) ۲۵ تن از قایقرانان شهرستان برای گشت زنی در نیزار و مناطق کم عمق به تالاب خواهند رفت.

شادی سرخیل عضو هیئت قایقرانی بانوان بندرانزلی بوده و برای مسابقات انتخابی تیم ملی و قهرمانی کشور در تالاب بین المللی انزلی در حال تمرین بود که به دلیل واژگون شدن قایقش در مسیر پیست قایقرانی ناپدید شد.

در ادامه تصاویری از ششمین روز عملیات امداد نجات در تالاب بین المللی انزلی برای پیدا کردن شادی سرخیل را مشاهده خواهید نمود:

 

 


برچسب‌ها: بندر انزلی, منطقه آزاد انزلی, اخبار انزلی, غرق شدن دختر قایقران, شادی سرخیل
+ تاريخ جمعه بیست و سوم آبان ۱۳۹۳ساعت 7:17 نويسنده علی ( انزلی ) |

شهر ساحلی بندرانزلی در گذشته به عنوان قطب بوکس ایران شهره بود و در معرفی تاریخ بوکس ایران به هیچ وجه امکان فاکتور گرفتن نام انزلی امکان پذیر نمیباشد، باعث خرسندی است که اینبار نیز یک انزلی چی به بالاترین رتبه کسب شده توسط یک بوکسور ایرانی دست یافت و با افتخار پرچم سه رنگ کشورمان را به اهتزاز درآورد.

سیروس سیدین/Syroos Seyedin متولد بندرانزلی است. وی که حدود ۱۲ سال است در بروکسل ساکن است، در سری مسابقات جهانی بوکس و در وزن ۷۶  کیلوگرم  موفق به کسب عنوان قهرمانی شد. این دلاور انزلی چی، اولین ایرانی است که کمربند قهرمانی WBC را به دست آورده است، هر چند این قهرمانی به ایران تعلق نیافت، اما برافراشتن پرچم ایران بر دوش این دلاور ایرانی نشان دهنده عشق و ارادت این ورزشکار به ایران است. سایت انزلی کلاب، ضمن تبریک به سیروس سیدین عزیز، برای ایشان آرزوی موفقیت در ادامه مسیر را آرزومند است.

 


برچسب‌ها: بندر انزلی, منطقه آزاد انزلی, اخبار انزلی, سیروس سیدین, قهرمان بوکس جهان
+ تاريخ جمعه بیست و سوم آبان ۱۳۹۳ساعت 7:9 نويسنده علی ( انزلی ) |

یازدهم محرم هرگز فراموش نمی شود . چون محرم هرگز فراموش شدنی نیست.

چه کسی می تواند اسارت آل الله را فراموش کند.

چه کسی می تواند بدن های صد چاک و بی سر شهدایی کربلا را فراموش کند.

چه کسی می تواند آه و ناله های زنان و کودکان خسته و مصیبت زده را فراموش کند.

چی کسی می تواند ظلم های فراوان بنی امیه را در تاریخ نادیده بگیرد.

چی کسی می تواند سر های مقدس شهدا را رروی نیزه فراموش نماید.

چه کسی می تواند سواربودن برشتران بی جهاز زنان و کودکان را فراموش کند.

چه کسی می تواند عترت رسول الله را درمیان مردان نامحرم و ظالم فراموش نماید.

چه کسی می تواند رد کردن غذای صدقه با کرسنگی کامل کودکان را فراموش کند.

چه کسی می تواند غیزت و شجاعت زین العباد (ع) را فراموش کند.

چه کسی می تواند صبر عقیله بنی هاشم زینب (س) فراموش کند.

بس است ابراهیم؛ دیگر مگو که دل خون است ، خاطر پریشان و محرم فراموش نشدنی نیست تا قیامت.

+ تاريخ چهارشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۳ساعت 9:49 نويسنده ابراهیم پورشیخ (لاهیجان ) |
تاسوعای حسینی برهمه ،خصوصا لاهیجانی های متدین تسلیت باد.

+ تاريخ یکشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۳ساعت 9:53 نويسنده ابراهیم پورشیخ (لاهیجان ) |