ادامه ی مطلب....اسم نویسنده های حذف شده...اطلاعات برای عضو شدن....و غیره...

نظرات این پست بسته شده ،برای نظردهی به پستای پایین مراجعه کنین!!!
نویسنده های عزیز؛لطفا اگه نظری تو پست شما برای عضویت تو وب هست رو تایید نکنین تا منم ببینم!ممنونم....




ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 | 12:54 | نویسنده : معصومه(لاهیجان-مدیروب) |

 

ایام عزاداری سرور و سالار شهیدان ، اباعبدالله الحسین بر تمام آزادی خواهان جهان تسلیت

 



تاريخ : یکشنبه چهارم آبان 1393 | 13:16 | نویسنده : علی ( انزلی ) |
فرارسیدن عزای حسینی برهمه گیلانی های عاشورایی خصوصا لاهیجانی های عزادار تلسیت عرض می نمایم.

تاريخ : شنبه سوم آبان 1393 | 10:18 | نویسنده : ابراهیم پورشیخ (لاهیجان ) |
نخستین پرواز در ایران از بندرانزلی به تهران انجام شد و نخستین خطوط هوایی نیز در انزلی به وجود آمد.

 

با توجه به اطلاعاتی که از روزنامه‌های سال های ابتدایی سده اخیر باقی مانده است، سفر اولین ایرانیانی که در آسمان این کشور پرواز کردند مربوط به سال 1301 است. روزنامه ایران در روز 26 فروردین ماه 1301 می‌نویسد:«آئروپلانی که 15 فروردین از بندرانزلی به تهران آمده، عصر دیروز و پریروز در آسمان تهران پرواز کرد و پس از تماشای مردم فرود آمد. استقبال عمومی مردم از این پرنده آهنین قابل توجه بود. تعدادی نیز داوطلب پرواز با این هواپیما به عنوان مسافر بودند.« 

در اواخر سال 1303 شمسی يك شركت آلماني به نام يونكرس نخستین خطوط هوانوردی ايران را داير كرد و چند هواپيما براي حمل و نقل مسافر در خطوط انزلي، تهران، مشهد، شيراز و بوشهر به كار انداخت كه وظیفه‌ اصلی این هواپیماها حمل محموله‌های پستی و مسافر بود.  

تصویر بالا مربوط به انجام اولین پرواز در خطوط هوانوردی ایران از بندرانزلی به تهران می باشد که در روزنامه ایران به تاریخ چهاردهم اسفند ماه 1303 به چاپ رسیده است.

 


برچسب‌ها: بندر انزلی , اولین هواپیما

تاريخ : پنجشنبه یکم آبان 1393 | 7:42 | نویسنده : علی ( انزلی ) |
محمدرضا حکیم‌زادهٔ لاهیجی (۱۲۹۳ لاهیجان - ۱۳۶۲ تهران) پزشک و نیکوکار ایرانی است. وی که از نیکوکاران قدیمی گیلان است، آسایشگاه معلولان و سالمندان گیلان را در دهه چهل شمسی بنا نهاد و پس از آن افرادی ازجمله مرحوم آرسن میناسیان به ایشان پیوستند و شخصیت‌هایی همچون آیت‌الله ضیابری از وی حمایت کردند. وی را پدر آسایشگاه‌های معلولان و سالمندان ایران می دانند، زیرا وی بنیانگذار نخستین آسایشگاه سالمندان ایران در رشت است. او در پی شناسایی همگان بود تا دست در دست آن‌ها گداشته و هدف‌های نیکوکارانه خود را به اجرا درآورد. از نخستین گام‌های او برای ایجاد پایگاه‌های نیکوکارانه، شناسایی افراد صاحب‌نظر، خیرخواه و نیکوکار بود. دکتر حکیم زاده پس از سالها تلاش در امر نیکوکاری در سال ۱۳۶۲دار فانی را وداع گفت و در آسایشگاه معلولین و سالمندان کهریزک تهران، مکان خیریه دیگری که خود تاسیس کرده بود به خاک سپرده شد .

 

و به سراغ میخ‌فروش محله، نجار، بنا و سرمایه‌گذار می رفت و برای نخستین بار در پاسخ به دغدغه های نیکوکاری‌اش، نخستین مدرسه را در غریب‌آباد لاهیجان(زادگاهش)، با همت و همیاری مردم بنا نهاد. پس از ساخت و بهره‌برداری از این مدرسه که به نام وی نامگذاری شده‌است، باز با همان شیوه مردمی و انسانی و با کمک مردم به ساخت یک یتیم‌خانه پرداخت، این مرکز در ۶۰ سال پیش علاوه بر لاهیجان، در شهرهای دور و نزدیک نیز معرفی شد و مورد تحسین قرار گرفت.

آوازه خدمتگزاری و محبت باطنی دکتر حکیم‌زاده به مردم، موجب شد تا او را به رشت بخوانند تا در گستره وسیع‌تری به خدمات انسانی خود بپردازد.

دکتر حکیم‌زاده در رشت هم با همان حال و هوای خود به تلاش پیوسته‌اش ادامه داد و با کمک آرسن میناسیان ـ یک نیکوکار مسیحی ـ و با همان شیوه همراهی‌گرفتن از مردم، سازمان خیریه‌ای را بنا نهاده و آسایشگاه سالمندان رشت را تاسیس نمود.

او به تهران رفت و دامنه فعالیت‌اش گسترده تر شد. مدیریت بیمارستان «نجات» به وی محول شد. در آن‌جا هم دست روی دست نگذاشت و با همان شوق و شور الهی با دکتر حسین دواچی به کار اساسی آمارگیری و نشانه‌گذاری بیماری‌های مسری پرداخت؛ کاری عظیم با بازدهی سلامت‌آفرینی برای قشر وسیعی از مردم که در ندانم‌کاری و ناآگاهی رنج می‌کشیدند. دکتر بار غم و ناملایمات را از روی دوش بسیاری از این جماعت برداشت. خیران تهران وقتی آوازه عشق به خدمت دکتر را دیدند، گِردش حلقه زدند، به یاری‌اش آمدند و عاقبت آن شد که می‌بینید: آسایشگاه معلولین و سالمندان کهریزک که نشانی از رادمردی‌ها و توانمندی‌های یک مرد عاشق انسانیت به نام دکترحکیم‌زاده دارد که:

جان بر سر این نقد نهاد و برفت روانش شاد که بزرگمردی بود



تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 20:31 | نویسنده : معصومه(لاهیجان-مدیروب) |
با توجه به لغو محرومیت تیم فوتبال ملوان ، امروز بازی با تماشاگر برگزار خواهد شد.

با آرزوی پیروزی تیم محبوبمان و تنها نماینده فوتبال استان گیلان در لیگ برتر ، ملوان بندر انزلی

وعده ما ساعت 15:15 ، استادیوم تختی بندر انزلی(سن سیروس)

 

 

با اینکه دلمون ازت خیلی پره و ناراحتیم

با اینکه این مدت گفتیم که دیگه نمیایم استادیوم ولی... بازم دلمون نمیاد تورو تنها بذاریم

کاش مسئولین بدونن تو فقط یه تیم فوتبال نیستی، تو ...

تو ، قوی سپید دوستداشتنی، صدای غرور یه شهری


موضوعات مرتبط: انزلی
برچسب‌ها: انزلی , ملوان بندر انزلی , اخبار انزلی , نماینده استان گیلان

تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 7:53 | نویسنده : علی ( انزلی ) |

 

( میدان مالا - بندر انزلی )

 

با دیدن این میدون تو انزلی یاد این شعر افتادم:

ماهی گیرم ماهی گیر
همان گرسنه ی سیر
با دست پینه بسته
با موج دریا درگیر
دم دمای سحرگاه دریا صدام میزنه
بهش میگم اومدم
اومدم من یک تنه
با فریادی پر خروش دریا صدام میزنه
اونجاس که یک نان آور دل به دریا میزنه!


موضوعات مرتبط: انزلی
برچسب‌ها: بندر انزلی , میدان مالا

تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 6:57 | نویسنده : علی ( انزلی ) |
یکی از مهمترین شهرهای گردش پذیر(توریستی) ، از مراکز مهم اقتصادی و یکی از قطب های ورزشی در ایران است. این شهر دارای اولین و بزرگترین بندر ایران در سواحل جنوبی دریای خزر (کاسپین) است، شهر انزلی پس از مرکز استان (رشت)، دومین شهر پر جمعیت استان گیلان بوده و یکی از متراکم ترین شهرهای ایران از لحاظ تراکم جمعیت محسوب میشود.

از این شهر با نام انزلی بارها در تاریخ یاد شده است و طی قرون متمادی راه مهم ارتباط اقتصادی، تمدن مشرق و مغرب محسوب می شده‌است. انزلی از شهرهای باستانی ایران کهن میباشد.در این که چرا نام این شهر انزلی شده دلایل زیادی وجود دارد  از جمله اینکه مردم انزلی از تیره کادوسیان، بر اثر روابط خوب با پارسیان و همکاری ایشان با کورش هخامنشی در لشکر کشی های وی نام محل خود را از روی سرزمین (انزان)،(انشان پارس)انتخاب کرده است نزدیکترین حدس به منطق، به معنی لنگرگاه اشاره می کند (انزل به معنای لنگر)، همچنین در برخی متون یونانی برکه و مرداب با اسامی آنزالیا و انزلیوس خوانده شده اند که احتمال ریشه گرفته نام انزلی از واژه های یاد شده باشد نیز منتفی نیست. به عنوان آخرین داستان در این زمینه جالب است بدانید که موسسان اولیه شهر را دو برادر به نام انزل خان و غازان خان می دانند که در عین رقابت بنای این دو شهر را گذاشتند همچنین در دوران سلطنت خاندان پهلوی، اسم آن به «بندر پهلوی» تغییر داده شده بود، ولی بعد از انقلاب ۵۷ اسم دیرین خود -«انزلی» – را بازیافت.

خلیج انزلی محلی امن برای پهلو گرفتن کشتی های بزرگ تجاری و ماهی گیری بوده است. این شهر بعنوان پر باران ترین شهر ایران همواره و از گذشته به شهر باران شناخته شده بود. شهر انزلی در غرب استان گیلان قرار داشته و به واسطه سواحل خزر و تالاب بین‌المللی بندر انزلی از چند جزیره و شبه جزیره تشکیل شده است که به واسطه پل به هم مرتبط هستند.

نام انزلی به پیشینه تاریخی اش در بیشتر شهرهای اروپایی شناخته شده است و به لحاظ وجود گمرک وارتباط تجاری از زمان های دور نزد تجار ایرانی و خارجی به دروازه اروپا  شهرت یافته بود و اهالی این شهر به واسطه بندری بودن، بسیار زودتر از سایر نقاط ایران با دستاوردهای غرب آشنا شدند.

 


موضوعات مرتبط: انزلی
برچسب‌ها: بندر انزلی , دروازه اروپا

تاريخ : سه شنبه بیست و نهم مهر 1393 | 13:7 | نویسنده : علی ( انزلی ) |
تو این پست تصاویری از نیلوفرهای آبی که در تالاب انزلی رشد میکنن رو براتون میذارم امیدوارم خوشتون بیاد.

 

 

برای دیدن تصاویر بیشتر ، لطفا" به ادامه مطلب مراجعه کنید...


موضوعات مرتبط: انزلی
برچسب‌ها: بندرانزلی , شهر نیلوفرهای آبی

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 | 12:0 | نویسنده : علی ( انزلی ) |

 

سلام خدمت همه دوستان و هم استانی های عزیز.

بنده علی هستم و از این به بعد با مطالبی در مورد یکی از شهر های زیبای استان گیلان ، دروازه اروپا ، شهر نیلوفرهای آبی و شهر باران یعنی بندر انزلی در خدمتتون هستم.

امیدوارم بتونیم دوستای خوبی برای هم باشیم و قشنگی های استان زیبامونو به تمام مردم دنیا نشون بدیم.

به قول ناصر مسعودی عزیز:

گيلان تره قوربان تره قوربان                     (گيلان قربان تو قربان تو)

قوربان تي كوه و تي گوماران                   (قربان دريا و كوه و علفزارهاي تو)

 


موضوعات مرتبط: انزلی

تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 | 7:8 | نویسنده : علی ( انزلی ) |

شباب عمر عجب با شتاب می گذرد
بدین شتاب خدایا شباب می گذرد

به چشم خود گذر عمر خویش می بینم
نشسته ام لب جوئی و آب می گذرد...

شهریار


موضوعات مرتبط: املش

تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393 | 0:45 | نویسنده : محمدامین(املش) |
افتخاری دیگر توسط پرفسور سمیعی برای جامعه علمی ایران آفریده شد

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین ،آكادمي جهاني جراحان مغز و اعصاب جهان، جايزه سال 2014 اين آكادمي با عنوان Golden Neuron Award را به چهره ماندگار پزشكي ايران و جهان، پرفسور مجيد سميعي اعطاء كرد.

 آكادمي جهاني جراحان مغز و اعصاب جهان، پروفسور مجيد سميعي، چهره ماندگار پزشكي ايران و جهان را به‌عنوان برترين دانشمند و جراح مغز و اعصاب جهان و برنده جايزه اين آكادمي در سال 2014 انتخاب كرد.

اين جايزه طي يك مراسم رسمي امروز 11 اكتبر سال 2014 ميلادي، در شهر وين و با حضور مقامات رسمي كشور اتريش و اساتيد طراز اول جهان در رشته جراحي مغز و اعصاب به پروفسور مجيد سميعي اعطاء شد.

ماه گذشته نيز طي يك مراسم رسمي نشان علمي كشور قزاقستان و استادي افتخاري دانشگاه آستارا خان به پروفسور سميعي اعطاء شد و از وي براي آموزش جراحان مغز و اعصاب اين كشور دعوت به عمل آمد.

پروفسور مجيد سميعي پرافتخارترين جراح ايراني است كه ده‌ها جايزه و مدال علمي بين‌المللي را در زمينه گسترش مرزهاي دانش در حيطه علوم مغز اعصاب به دست آورده است.

پروفسور سميعي در سال 2013 نيز از سوي نشريه معتبر ورلد نوروسرجري به‌عنوان برترين جراح مغز اعصاب جهان در سال 2013 انتخاب شد و در شماره ويژه اين نشريه كه به مناسبت انتخاب اين جراح ايراني به‌عنوان جراح برتر جهان در سال 2013 انتشار يافت، ده‌ها استاد و جراح طراز اول جهاني در خصوص خدمات شايان توجه وي به رشته جراحي مغز و اعصاب مقالات متعددي را به چاپ رساندند.



تاريخ : یکشنبه بیستم مهر 1393 | 13:48 | نویسنده : معصومه(لاهیجان-مدیروب) |
عیدالله الاکبر را به ولایت مداران عالم تبریک می گویم.

تاريخ : یکشنبه بیستم مهر 1393 | 11:20 | نویسنده : ابراهیم پورشیخ (لاهیجان ) |
عید سعید غدیر رو به شمه عزیزون گیلانن تبرک عرض کُنم. الهی همیشه خوش ببین برهرون و خَورون گرامی.

تاريخ : یکشنبه بیستم مهر 1393 | 11:18 | نویسنده : ابراهیم پورشیخ (لاهیجان ) |
اشکورنیوز:لطفا خودتون رو معرفی کنید و ماجرا را تعریف کنید.
 
اینجانب شیرعلی پیروی چشناسر متولد روستای چشناسر از توابع بخش دیلمان شهرستان سیاهل در سال 1365 در مرکز دانشسرای تربیت معلم شهید مطهری سیاهکل با آقای خیراله فیروز پور آشنا شدم . به دلیل مشترکات فرهنگی و آداب  رسوم از یک سو و علاقه مندی ایشان و حقیر به ورزش به ویژه دو  استقامت نیمه ماراتون  از سوی دیگر باعث استحکام در دوستی ما با ایشان گردید که این دوستی به طور مداوم تا تاریخ خرداد ماه 1369 در همه ی امور وررزشی ، تحصیلی و رزمی  ادامه داشت .
با فراغت از تحصیل در دانشسرای تربیت معلم ، در مناطق محروم دیلمان و ایشان نیز به منطقه ی اشکور به تدریس  مشغول و به دلیل عدم وجود امکانات ارتباط جمعی و مخابراتی و .... از یکدیگر بی خبر شدیم تا اینکه در مهر ماه 1393 بعد از 24 سال عدم اطلاع  از احوال ایشان از طریق وب سایت "اشکور نیوز*رصد اشکور" و با بزرگواری برادر خدوم جناب آقای رجبی پور  نویسنده محترم و مدیر وب سایت مذکور این رابطه برقرار شد و توانستم با  استاد عزیزم جناب آقای خیراله فیروز پور کشایه ارتباط تلفنی برقرار کنم . که این موضوع یکی از زیبا ترین لحظات زندگی را برای مان رقم زد.به امید برآورده شدن همه ی انتظارات
با سپاس فراوان/ شیرعلی پیروی چشناسر   از : قزوین

موضوعات مرتبط: غیره
برچسب‌ها: شیرعلی پیروی چشناسر , دیدار دو دوست بعد25سال , خیراله فیروز پور کشایه , اشکور , اشکورنیوز

تاريخ : جمعه هجدهم مهر 1393 | 18:7 | نویسنده : امید رجبی پورکشایه (اشکورات) |
روستای بلترک یکی از روستاهای قدیمی و زیبا ییلاقات اشکورات شهرستان رودسر میباشد باشروع فصال گرما مردمان این روستا که اغلب ساکن شهرها و مناطق شهری شده اند از اواخر دومین ماه بهار کم کم به روستا نقل مکان کرده و تا شروع فصل سرما و دومین ماه پاییز در روستا میمانند.

روستای بلترک
روستای بلترک/عکاس مهدی یگانه چاکلی

DSC_0051


موضوعات مرتبط: غیره
برچسب‌ها: اخبار اشکور , مهدی یگانه چاکلی , اشکور93 , اشکوریها , تابستان93اشکور

تاريخ : سه شنبه هشتم مهر 1393 | 13:47 | نویسنده : امید رجبی پورکشایه (اشکورات) |
لیاسی یکی از روستاهای مهم و نامی منطقه است به جهت اینکه مرکز حکومت خان ها و ارباب ها بوده است...
لیاسی یکی از روستاهای مهم و نامی منطقه است به جهت اینکه مرکز حکومت خان ها و ارباب ها بوده است . روستایی است در همسایگی بلترک و چاکل ، دارای یک مسجد و یک امام زاده است که از جاهای مختلف برای زیارت به این روستا می آیند. هرکس هر نذری هم که داشته باشد برای ادای نذر ویا قربانی با دوست و اشنا و فامیل به این امام زاده می آیند. محصولات عمده این روستا نیز مثل دیگر روستاهای مجاور فندق و گل گاوزبان و گندم است. این روستا یک روحانی دارد بنام حجت الااسلام امام پور، واز چهره های شاخص این روستا می توان به صادق عباسی ، شکرالله رضایی ، اشاره کرد.

DSC_0513 (1) DSC_0514 (1)

DSC_0515 (1) DSC_0516 (1) 


موضوعات مرتبط: غیره
برچسب‌ها: بلترک , لیاسی , اشکوریها , اشکورنیوز , چاکل

تاريخ : شنبه پنجم مهر 1393 | 13:44 | نویسنده : امید رجبی پورکشایه (اشکورات) |

الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها

ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم

پ: پویایی برای پیوستن به خروش حیات

ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها

ث: ثبات برای ایستادن در برابر بازدارنده ها

ج: جسارت برای ادامه زیستن

چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه

ح: حق شناسی برای تزكیه نفس

خ: خودداری برای تمرین استقامت

د: دور اندیشی برای تحول تاریخ

ذ: ذكر گویی برای اخلاص عمل

ر: رضایت مندی برای احساس شعف

ز: زیركی برای مغتنم شمردن دم ها

ژ: ژرف بینی برای شكافتن عمق درد ها

س: سخاوت برای گشایش كارها

ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج

ص: صداقت برای بقای دوستی

ض: ضمانت برای پایبندی به عهد

ط: طاقت برای تحمل شكست

ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف

ع: عطوفت برای غنچه نشكفته باورها

غ: غیرت برای بقای انسانیت

ف: یعنی فرو بردن خشم

ق: یعنی قوی بودن در برابر سختی ها

 

ک: یعنی کمال انسان

 

گ: یعنی گریه برای طلب بخشش

 

ل: یعنی لبیک گفتن

 

م: یعنی مرد بودن

 

ن: یعنی ندامت از گناه

 

و: یعنی واحد بودن خداوند

 

ه: یعنی همه چیز خداست

 

ی: یعنی یا وجیه عندالله اشفع لنا عندالله


موضوعات مرتبط: غیره
برچسب‌ها: الفبای زندگی , زندگی , اشکور , اشکور93 , اشکورنیوز

تاريخ : چهارشنبه دوم مهر 1393 | 13:45 | نویسنده : امید رجبی پورکشایه (اشکورات) |


33 20100224138 Abedal


موضوعات مرتبط: غیره
برچسب‌ها: اشکورات رحیم آباد رودسر , اشکور93 , عکس اشکور

تاريخ : سه شنبه یکم مهر 1393 | 13:47 | نویسنده : امید رجبی پورکشایه (اشکورات) |
  موردمصرف : غذای اصلی
  مناسب برای : مهمانی دوستانه
  میزان کالری : مشخص نشده
  سختی : ساده
  محلی : گیلان
  مناسب فصل : همه فصول
 
آماده سازی :15 دقیقه
پخت : 60 دقیقه
مواد مقدار واحد توضیحات
سیر 2 عدد  
پیاز 1 عدد بزرگ
گوشت چرخکرده 500 گرم  
رب گوجه فرنگی 2 قاشق غذا خوری  
گوجه فرنگی 3 عدد خرد شده
آب 1/2 لیوان  
تخم مرغ 1 عدد  
زردچوبه   به میزان لازم  
فلفل سیاه   به میزان لازم  
گرد غوره   به میزان لازم  
نمک   به میزان لازم
 

ابتدا سیر را خرد کرده و کمی تفت دهید.

 

 

بعد پیاز خرد شده را هم اضافه کرده و تفت دهید.

 

 

گوشت چرخ کرده، زردچوبه و رب را هم اضافه کنید و حسابی سرخ کنید.

 

 

بعد گوجه فرنگی های خرد شده را اضافه کنید به همراه نصف لیوان آب، فلفل و گردغوره و کمی نمک بگذارید در ماهیتابه با در بسته سه ربع ساعت بپزد تا آب آن کم شود.

 

 

 

تقریبا این شکلی. در این مرحل میتوانید ترشی و نمک غذا را تنظیم کنید.

 

 

حسابی که آب خورش کم شد اگر دوست داشتید یک تخم مرغ روی غذا بشکنید.

 

 

این غذا مثل خورش و با برنج سفید خورده میشود. 

 


موضوعات مرتبط: غذا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
برچسب‌ها: واویشکا , غذای شرق گیلانی , غذای اصیل گیلان , اشکورنیوز

تاريخ : سه شنبه یکم مهر 1393 | 13:45 | نویسنده : امید رجبی پورکشایه (اشکورات) |

آیا می دانید گلپر دارای خواص بسیار زیادی می باشد؟برای مثال مصرف این گیاه برای درد معده و ...مفید می باشد.


http://www.up3.98ia.com/images/dfl0qys0g4ope9na74l3.jpg
گلپر گیاهی چند ساله از تیره جعفری است که بیشتر در نقاط مرتفع کوهستان های ایران و نقاط دیگر می روید، با ریشه های ضخیم و برگ های کاملا بریده که پیشینیان برای آن خواص بسیاری شمرده اند، از جمله اینکه موجب نیروی بدن می شود ولی متاسفانه زیاد مورد توجه قرار نگرفته است.


موضوعات مرتبط: غیره
برچسب‌ها: گلپر گیاهی گلدار , چاکل , اشکورات رودسر , مهدی یگانه چاکلی , اشکوریها

تاريخ : سه شنبه یکم مهر 1393 | 13:43 | نویسنده : امید رجبی پورکشایه (اشکورات) |
آبشار لاتون در14کیلومتریِ آستاراست . . .

 

 

 

 

 



تاريخ : شنبه بیست و نهم شهریور 1393 | 12:47 | نویسنده : معصومه(لاهیجان-مدیروب) |
گرفته از : اخبار گیلان

بی احتیاطی گردشگران، بخش هایی از زیستگاه گوزن زرد ایرانی را در پناهگاه حیات وحش لوندویل آستارا طعمه حریق کرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) – منطقه گیلان، این آتش سوزی از ساعت 12 ظهر روز گذشته 14 شهریورماه آغاز و با اقدام سریع و به موقع محیط بانان، آتش نشانان و نیروهای مردمی ساعت 13 و 30 دقیقه مهار شد.

در این آتش سوزی که بر اثر بی احتیاطی گردشگران از محوطه خارجی پناهگاه آغاز شد و به دلیل وزش شدید باد به داخل محوطه پناهگاه سرایت کرد، بالغ بر 5 هکتار از اراضی مرتعی و بوته زار بخش های شمالی این پناهگاه که محل نگهداری گوزن های زرد ایرانی است، در آتش سوخت.

شهروز قلی نژاد رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان آستارا در این خصوص به خبرنگار ایسنا توضیح داد: محیط بانان و مسئول پناهگاه حیات وحش آستارا در نخستین لحظات مشاهده زبانه های آتش برای اطفای آن اقدام کردند که به دلیل سرعت سرایت آتش به بخش های داخلی موفق به اطفا نشدند و بلافاصله با مرکز 125 تماس گرفتند.

وی ادامه داد: خوشبختانه آتش نشانان و ماشین آلات ایستگاه آتش نشانی شهر های آستارا و لوندویل در حداقل ترین زمان ممکن به محل اعزام شدند و کار خود را آغاز کردند.

قلی نژاد خاطرنشان کرد: با توجه به وسعت آتش سوزی، 3 دستگاه خودروی آتش نشانی، یک دستگاه لودر و یک دستگاه تانکر آب از ایستگاه آتش نشانی آستارا و یک دستگاه خودروی آتش نشانی از ایستگاه شهر لوندویل در محل حاضر شدند و با همکاری محیط بانان و نیروهای مردمی موفق شدند در کمتر از یک و نیم ساعت آتش را مهار کنند و از سرایت آن به سایر بخش ها جلوگیری کنند.

وی ضمن تأکید بر اینکه این چهل و نهمین آتش سوزی بوقوع پیوسته در اراضی پناهگاه در فصل تابستان می باشد، تصریح کرد: در این آتش سوزی هیچ آسیبی به گوزن های زرد و مرال های پناهگاه وارد نشده است.

رئیس اداره حفاظت محیط زیست آستارا در پایان سخنان خود با تأکید بر خودداری گردشگران از روشن کردن آتش در محیط های جنگلی و خشک، خاطرنشان کرد: با توجه به کاهش شدید بارندگی و خشک شدن برگ های درختان و علوفه های موجود در اراضی جنگلی، شعله ور شدن کوچکترین آتشی در این مناطق می تواند فاجعه زیست محیطی به وجود آورد.

به گزارش ایسنا، پناهگاه حیات وحش لوندویل آستارا با وسعت 1074 هکتار دارای سه بخش، جنگلی، تالابی و ساحلی می باشد و در سال 1354، به مجموعه مناطق تحت مدیریت سازمان محیط زیست ملحق شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ یه گله دارم که باید بگم !

ازنویسنده های وب . یعنی من نباشم ، اصن من مُردم ، نیومدم ، شماها نباید بیاین پست بذارین ؟ نباید بیاین سربزنین ؟ حتما باید بیام بهتون بگم که بیاین یه پست بذارین و بعد دوباره برین حاجی حاجی مکه ؟ به شدت ، به شدت از دست همه تون دلخورم . من با کلی گرفتاری سعی میکنم بیام ، سربزنم و پست بذارم . مطمئنا همه تون مشکلاتی دارین ولی شماهم میتونین هفته ای یه بار سربزنین ! من نمیرم دنبالشون ، دیگه بهشون نمیگم بیاین پست بذارین ، حتی حذفشون نمیکنم چون تعدادی شون پست های زیادی دارن و اگر حذف کنم به نام من درمیان این پست ها و من نمیخوام . . ولی یادم میمونه! این کم کاری ، این جفا به گیلانی ها رو یادم میمونه .اگر تعلقی به این وب نداشتم ، اگه خاطرش رو نمیخواستم ، اگه استانم رو دوس نداشتم حذفش میکردم . . ولی الان خودم پست میذارم و دیگه هم نمیرم دنبال بقیه ی نویسنده ها ، هر وقت خواستن بیان و پست بذارن !



تاريخ : دوشنبه هفدهم شهریور 1393 | 13:14 | نویسنده : معصومه(لاهیجان-مدیروب) |
یکی از شعرهای شیون فومنی رو براتون میذارم ، برگرفته از اشعار کامل شاعران

 

گیلکی - امی ماران

اَمی ماران گیلکی دوعا کونید
گیلانِ لبظ خودایا صدا کونید
خوشانِ جی جاکی دستانِ ذرهَ
گیله تجربه مرهَ دوا کونید
دوشمنا نفرین و دوستانا دوعا
گوشت و ناخوناَ اَجور سیوا کونید
دمبتو ابریدی آسمان جیر
عروسهِ گریه مرهَ عزا کونید
پسرِه ... دُخترِه ... خانه مرداکهِ
خوشانِ جانَ ذرهَ فیدا کونید
نیشینید پینیک پاره سر تنایی
مرداکِ نیم تنه یاَ قبا کونید
عینهو بسوخته کوسر آدمان
هفت ساله کهنه جورفاَ پا کونید
فچمید وقتی کی آب واغوشتنهِ
آسمان کمراَ دولا کونید
همه تاَ سرده زمستان شبانهِ
موشاَ نقل میانی پیچا کونید
دیهاتِ کل کچلانَ اوسانید
نقلِ من ئی چکِ پادشا کونید
وختی که جوان اونه شین جاهیله
همساده کورکی یاَ کدخودا کونید
آفتابِ زال درون بج بنی وخت
فکر مشهد ذکر کربلا کونید
غریبهَ وقتی دینید بی کس و پوشت
بمیرم یادِ ایمام رضا کونید
نیبه هیچّی اوشانهِ ویرجا اویر
حقاَ حق گید ناحقا نیگا کونید
وختی دیلخور ج سال و زمانه اید
هاَچینهِ هیچّی ر کارِها کونید
دوکونید ئیشکورِ خوردهَ طبجَه
من نانم کو چشم اَمرهَ پا کونید
هرّه پیش وختی هوا خوشی کونهِ
کیشکاناَ دانه دهید بلا کونید
اُردیک وشلختاناَ هولی هولی
ئیشمارید ئی تا ئی تا بجا کونید
تا اَمی جنگلاَ اَربادار دره
غوله چمیایاَ دوشاب پلا کونید
اَمی ماران همه روز زندگی
مرگاَ رخشن گیریدی فنا کونید
دوتا پا دارید دوتام قرضاَ کنید
خانه کاروبارا روبرا کونید
روزی صدبار میریدی زندهَ بیدی
خوشانِ دیناَ اَجور ادا کونید
آشنا غورصه بیگانه دردسر
خوشاناَ صدجوری مبتلا کونید
نیشینید نماز سر روبه خودا
شیونم آخر پسر دوعا کونید
---------------------------------------------------------------------------------------------------
برگردان فارسی
مادران ما

مادرانمان به لهجه ی گیلکی دعا می کنند
و خدا را بهمان لهجه صدا می کنند

زخمهای دستانش را با تجارب
داروی گیاهی دوا می کنند

دشمن را نفرین و دوست را دعا
اینگونه گوشت را از ناخن جدا می کنند

در زیر آسمان ابر دلگرفته اند
گریه هایشان عروسی را عزا می کنند

بخاطر پسر و دختر و مرد خانه ی خود
جان شیرینشان را فدا می کنند

بر سر وصله پاره دوزی که تنهائی می نشینند
قبای مردخانه را کلاه می کنند

همچون آدمهای کوه نشین قحطی دیده
جوراب کهنه ی هفت ساله را بپا می کنند

بگاهی که برای برداشتن آب از چاه خم می شوند
کمر آسمان را می شکنند

در تمام شبهای سرد زمستان
در قصه موش را گربه می کنند

در قصه قدیمی کچلهای روستائی را پادشاه می کنند

وقتی جوانشان جهالت می کند
آنها دختر همسایه را کدخدا و قاضی می کنند

در عرقریزان آفتاب بعدظهر روزدروی برنج
فکر مشهد و ذکر کربلا را دارند

آنگاه که غریبه ای را تنها و بی کس می یابند
بمیرم بیاد امام رضا( ع ) می افتند

هیچ چیز در نزد آنها گُم نمی شود
حق را حق گفته و در مقابل ناحق نگران هستند

وقتی از دست زمانه دلگیرند
بخاطر هیچ چیز بهانه می کنند

دانه های خورده شده برنج را در طبق چوبی
نمیدانم با کدامین چشم پاک می کنند

در مواقعی که هوا نمی بارد نزدیک پاشویه
با دادن دانه به جوجه ها آنها را بلا می کنند

اردک و غازهای محلی را فرا می خوانند
و پس از شمردن یکی یکی به لانه می فرستند

تا وقتی که در جنگل میوه های جنگلی است
با شیره آنها برنج ارزان قیمت را کته می کنند

مادران ما در تمام روزهای زندگی خود
مرگ را به تمسخر گرفته و فنا میکنند

دو پا دارند و دو پای دیگر هم قرض کرده
تا کاستی های خانه را جبران کنند

روزی صدبار می میرند و زنده می شوند
دین خود را اینگونه ادا می کنند

یکطرف غصه آشنا و یکجا دردسر بیگانه
خود را به صدگونه درد مبتلا می کنند

آنگاه که برسر سجاده نماز روی دل بسوی خدا دارند
شیون را نیز دعا می کنند



تاريخ : یکشنبه دوم شهریور 1393 | 16:22 | نویسنده : معصومه(لاهیجان-مدیروب) |
امان غریب پرستیم تو اَمی آبراری / غریبه امی برارِ آبای نابراری
امی کرت کاران ببرد ِ گیلان آبرو / فوتبال کُرکُری ببرد براری جا رنگ و سو
امی پر و ماران چی خون بدئید / تا کی روسانه جی پا بگانید
الان تو بیا اوشان ِ زاکان َ بیدین / ورزشگاه میان روسانه پرچم َ اوسانید

 

تو جاهلی تی زخم سر بادی نخورده / تره نصفه شب خواب میئن قاضی نبرده
نچیشدی تو گرم و سرد و ننی / من کی دنم نخوردی تو چوب دردَ ننی
امی میئن خایه واکاره / تره می پیش رو ودره 
بَزین کی کار به دعوا بده / خودش هَه پا میان دوَره

 

د می امرا لج نکون تو کاس برار / تی ابرویه مره کج نکون تو کاس برار
منو تو واستی یاور ببیم / بئیم همدیگر ِ ر برادر ببیم
امان هر دو گیلکیم دو هم استانی / ایروز اَیه کی دیلتنگ اروزانیم
بیا حریفان جی پا بگانیم / امی حیاط خانه میئن حصار دوریه اوسانیم

 

ترانه "رشت و انزلی" با صدای هنرمند هم استانی و دوست داشتنی عماد قویدل که به سبک رپ خونده شده  قسمت هایی از این آهنگ را با گویش عامه فارسی و قسمت هایی که به زبان شیرین گیلکی خوندن رو در بالا نوشتم

امیدوارم که مورد پسند دوستان عزیز قرار بگیره - پاینده باشید

در صورت علاقه مندی میتونید از لینک زیر این آهنگ رو دانلود کنید

رشت و انزلی با صدای عماد قویدل


موضوعات مرتبط: آهنگ محلی ، رشت ، انزلی

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 | 8:14 | نویسنده : سجاد(رشت) |
بقیه ماجرا... (وسیله ای مستطیلی شکل از جنس آهن که برای کاشتن نهال ، شخم زدن، کندن گودال و.... کشاورزان از آن استفاده می نمایند) مرد کشاورز خوشحال خوشحال بود که یه گرباز خوبی رو تونسته پیداکند و بخرد. تو ماشین منو گذاشته بود روی پای خودش با هم ماشینی های خود در خصوص پاروی خوب و خوش دست حرف به میان آورد گفت ، آدم که برای کاری می روم در درجه اول باید وسایل کارش مهیا و آماده باشد.مثلا همین شخم زدن یا درست کردن مرز با یک پاروی خوب کارگر رو خسته نمی کند. با دستش اشاره به من کرد و گفت من امروز این پارو را گرفتم خیلی با حال هست . تیز، محکم ، اصلاً وقتی نگاهش می کنی باهت حرف می زنه..یکی سوال کرد، آقا چند خریدید؟گفت :پولش خیلی مهم نیست . مهم این است که بتونی خوب باهاش کارکنی و کارتو راه باندازه . معلوم شد. خیلی منو دوست داره.منم داخل روزنامه که قرار داشتم کلی حال می کردم که حرف های اینها رو می شنیدم. رسیدیم تو محله ؛ صاحبم پیاده شد ، گرایه اش رو داد به خونه اومد . خانم خونه رو صدا زد، مامان محمد پیا ، این پارو را ببر تو انباری بذار. فردا ببرم پیش استاد محمد نجّار یه دسته خوبی هم براش بگیرم.خانمش با مهربونی جوابشو داد گفت چشم. به خودم گفتم ؛خوش به حالم خانم خوبی هم تو خونه دارم. منو برداشت برد تو انباری گذاشت.منتظر فردا شدم. ادامه ماجراتا بعد......

تاريخ : شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 | 9:59 | نویسنده : ابراهیم پورشیخ (لاهیجان ) |
جاده زیبای اسالم به خلخال...

بهشت 

آب گوارای چشمه

مهمونهای ناخونده 

طبیعت زیبای مَتَش ازییلاقات زیبای تالش

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 | 13:25 | نویسنده : سارا(لاهیجان) |

از زبان گرباز یا همون  پارو

من تکه آهنی بودم نزد آهنگری مهربان و سخت گوش وقتی مرا از لابلای آهن ها بیرون کشید دستی رویم کشید و گفت تو بدرد این کار می خوری! خودم را برا ی رفتن داخل آتش کوره آهنگری آماده کردم و دلم خوش بود که بعد تحمل رنج آتش و ضربات آهنگر به جای خوبی می روم و با دنیایی بیرون از آهنگری آشنا می شوم و زندگی دوباره ای را آغاز می نمایم.

آهنگر مهربون و خوش سخن با من حرف می زند می گفت، ببخشید تو را داخل کوره می برم ولی با من همراهی کن و زود حالت بگیر تا مجبور نشوم زیاد مزاحمت شوم  و خیلی حرارتت بدهم و با پتک آهنینم زیاد تو را نوازش بدهم. من هم حرف های این رفیق خوبم رو گوش کردم و منتظر بودم ، ببینم  چه چیزی می خواهد بسازد. وقتی پتک می زد یواش  یواش زمزمه می کرد نه مثل اینکه پاروی خوبی درمیاد. فهمیدم می خواهد ازم یه گرباز بسازد . خیلی خوشحال شدم با خودم فکر کردم از این به بعد تو مرزعه های سرسبز تو باغ و بوستان های رنگارنگ روی دوش کشاورز زحمت کش و  مهربون راه می رم و کُلّی برای خودم صفا می کنم.

وقتی مرد مهربون و خوش سخن آهنگر کارش تمام شد . منو یه گوشه ای از دکانش کنار بقیه پاروها گذاشت و منتظر مشتری بود.یه دو سه روزی گذشت . یه روز دیدم یه آقایی جلوی مغازه اومد گفت : اوسا پارو داری؟ اوسا هم گفت ؛ بله قربان، اینها رو تازه درست کردم، آهن هاش خیلی خوب و محکم اند ، پاروهای خوش دستی اند . اون مرد کشاورز هم اومد یکی یکی پارو ها  رو بر می داشت یه نگاهی می کرد، یه دستی به لبه تیزش می کشید و می گذاشت سرجاش .وقتی منو برداشت یه نگاهی کرد،دستی رو سرم کشید یه مقدار منو پایین و بالا برد گفت: این یکی خوش دست تره ، فکر کنم پاروی خوبی بشه . اوسا اینو چند می دی؟ اوسا هم قیمت منو گفتو.، دیدم سرشو به چپ و راست بُرد یه نگاهی کرد ، گفت: آخرش چند؟ اوسا گفت ببری وخیرشو ببینی و اوّل صبحی یه دشتی هم به ما بدی، دویست تون روهم شما نده..

مرد کشاورز هم دست کرد تو جیبش پول هاشو بیرون آورد گفت، نه حرف منو نه حرف شما و ازپولش خیر ببینی، پول منو داد و معلوم شد، سیصد تون کم کرده بود. مرد آهنگر یه نگاهی به پول ها کرد ، اون هارو شمرد گفت: خدا برکت بده از مالت خیر ببینی عزیزم، منو داخل یه تکه  روزنامه ای پیچید،  به دست مرد کشاورز داد . منم خوشحال بودم تو دلم .از مرد آهنگر و بقیه دوستانم خداحافظی کردم.....

بقیه ماجرا تا یک روز بعد..



تاريخ : شنبه هجدهم مرداد 1393 | 10:55 | نویسنده : ابراهیم پورشیخ (لاهیجان ) |

اشکور جایی است گلستان غم مخور  

 

می شود فندق فراوان غم مخور

 

سرزمین گیل و دیلم اشکور الماس من  

 

چون نگینی است درخشان غم مخور

 

شهد بازار و گل و فندق کلید روزگار     

 

قفل مردم همی آید به پایان غم مخور


برچسب‌ها: اشکور

تاريخ : جمعه هفدهم مرداد 1393 | 19:22 | نویسنده : امید رجبی پورکشایه (اشکورات) |
ﺭﺷﺖ یعنی
ﺑﺴﺘﻨﯽ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺑﺴﺘﯽ ﺣﺎﻓﻆ
ﮐﻮﺭﺱ ﺗﻮ ﻣﻨﻈﺮﯾﻪ
ﺩﻭﺭ ﺩﻭﺭ ﺗﻮ ﮔﻠﺴﺎﺭ ....
ﻏﺬﺍ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺗﻮ ﻣﻮﺯ ﻭ ﺑﺎﻣﺒﻮ 
ﯾﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺗﻮ ﻣﺤﺮﻡ ...
ﺗﻔﺮﯾﺢ ﺗﻮ ﻗﻠﯿﻮﻥ ﺳﺮﺍ ﻫﺎﯼ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﻧﺰﻟﯽ
ﺧﺮﯾﺪ ﺗﻮ ﺷﻬﺮﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﻣﻄﻬﺮﯼ
ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﻗﺼﺮ ﺑﺎﺯﯼ
ﻗﻠﻌﻪ ﻭ ﻭﺭﻭﺩﯼ ﺯﯾﺎﺩﺵ ....
ﺭﻓﺘﻦ آﺭﺍﯾﺸﮕﺎﻩ ﻣﺮﻭﺍﺭﯾﺪ ﻭ ﺑﺰﮎ
ﻓﺸﻦ کردن ﺗﻮ ﺍﺭﺍﯾﺸﮕﺎﻩ ﭼﻬﺮﻩ ﻫﺎ
ﻋﻤﻞ ﺑﯿﻨﯽ ﭘﯿﺶ ﺍﻓﺮﺍ ﻭ ادهم
ﮔﻢ ﺷﺪﻥ ﺗﻮ ﺷﻬﺮﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﻭﺍﺳﺘﺎﺩﻥ ﺯﯾﺮ ﺳﺎﻋﺖ ....
ﮔﻞ ﺧﺮﯾﺪﻥ ﺗﻮ ﮔﻠﮑﺪﻩ ﺍﮐﺴﯿﮋﻥ ﻭ ﺍﻟﺴﺘﺮﯾﻮﻡ 
ﺩﻋﻮﺍ ﺗﻮ ﺟﻤﺎﺭﺍﻥ ﺳﯿﺘﯽ 
ﮐﻞ ﮐﻞ ﺑﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﮔﺎﺯ ..

ﺩﻭﺭ ﺩﻭﺭ آخر ﺷﺐ ﺗﻮ ﺩﺍﻧﺎ علی
ﮐﻼﺱ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﺮﯾﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﮐﺰ ﺧﺮﯾﺪ
ﺣﺴﺮﺕ ﯾﻪ ﺷﺐ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ ﺗﻮ ﮐﺎﺩﻭﺱ ﻭ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺧﻠﯿﻞ ﺯﺍﺩﻩ ﺩﯾﺪ ﺯﺩﻥ ....!
ﺗﺨﺘﯽ ﻭ چهارراﻩ ﮔﻠﺴﺎﺭﻭ ﺷﻠﻮﻏﯽ
ﭘﯿﺘﺰﺍ ﻟﻘﻤﻪ ﭼﻬﺎﺭﺭﺍﻩ ﻣﮑﺎﯾﯿﻞ
ﻟﺐ آﺏ ﻭ ﮐﺒﺎﺏ جهانگیر
ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﻭ ﺟﻨﺴﺎﯼ ﺍﺭﺯﻭﻥ!
ﺭﻭﺩﺑﺎﺭﯼ ﻭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺳﺎﮐﺘﺶ 
آب ﻭ ﺑﺮﻕ ﻭ ﺷﻠﻮﻏﯽ 
ﺟﺎﻧﺒﺎﺯﺍﻧﻢ ﮐﺸﺘﻪ ﻣﺎﺭﻭ ﮔﻠﺴﺎﺭ ۲.....!!
ﻧﯿﺮﻭ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﺟﺎﺩﺵ ﭼﻨﺪﯾﻦ
ﺳﺎﻟﻪ ....!
دوست دارم رشت جان :)



تاريخ : جمعه هفدهم مرداد 1393 | 12:38 | نویسنده : عرفان-رشت |
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس